سلام به همگی دیدم همه داستان عشق پر سوزو گداز زندگیشونو میزارن گفتم منم قصه ی اولین عشقم و واستون تعریف کنم البته رمانتیک و بلند نیست بلکه کمدی و کوتاهه امیدوارم بخندین و شاد بشین پیشاپیش از اینکه نمیتونم جواب کامنتا رو بدم عذر خواهی میکنم نیازی هم ب لایک و بالابردن تاپیک ندارم هدف فقط خنداندن لبهای زیبای شما دوستان😊
انقدرم داغووون بودم و بچه ک اصلا نمیفهمیدم عشق چیه دوس پسر چیه فقط فهمیدم از شکل این پسره خوشم اومده دلم میخواد بغلش کنم😂آخخ الهی ک چقدر من پاک و بی ریا دوسش داشتم
اونروز گذشت منم ک دختر عمه هام پاشدن و اونا رو دیدم سرمست مشغول بازی کلا قضیه یادم رفت تا فردا صبح ک دوباره مامانم اومد بیدارم کرد با هزار ناله و التماس و ناز کشیدن ک قربون دس پای بلوریت برم مادر میای بری نون بخری؟😨