2777
2789
۶ماهشه

الهي خدا برات نگهش داره ولي خب اينجوري كه نميشه تو همه ي خواسته هاتو سركوب ميكني عزيزم  خودتو از بين نبر يه بار توهم خودخواهانه رفتار كن ببخشيدا ولي اينجور كه تو ميگي شوهرت واقعا نميفهمه و خودخواهه بگو حالا كه من خانوادمو نميبينم توهم نبايد ببيني يعني چي اخه مرتيكه عوضي اعصابم خورد شد ببخشيد

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

الهي خدا برات نگهش داره ولي خب اينجوري كه نميشه تو همه ي خواسته هاتو سركوب ميكني عزيزم  خودتو ا ...

خیلی ازاین حرفابش زدم گقتم حداقل خونه جداازخانوادت بگیرمن ارامش داشته باشم ازعمدبمامانش گفت ی خوحه دوطبقه بگیرباهم زندگی کنیم‌من هیچوقت ازتون جدانمیشم الان بخاطردرسش اومدیم قم دوسال دیگ برمیگردیم پیششون

هرکی جامن بود الان طلاق گرفته بودمن خریت کردم بچه اوردم بچه گناهش چیه اخه!شوهرم خودش هنوز بچس ۲۰سالش ...

خيلي بچست شوهرت و البته تو اوج رفتاراي اين شكلي اگه يكم سياست داشته باشي ميتوني درستش كني

بيست سالشه؟؟؟؟؟؟؟؟خودت چندسالته؟!!

همون ۲۰.خیرنبینه حوزه همونجاباهاش اشناشدم توحوزه علمیه درس میخوندم مامان خیرندیدش اومدخواستگاریم گفت پسرم طلبه اس واینا نگو فقط اسمش طلبه اس تاعقدکردیم گفت دیگ حق نداری درس بخونی

من اگه یه خانواده داشتم خیلی شرایطم بهتر بود ای کاش من یه مادر داشتم دوسم داشت ولی شوهرم نمیزاشت برم ببینمش ولی دلم خوش بود که هست من چی بگم نه بچگی کردم نه جوونی عروسیمم با اشک و گریه تموم شد ابروم رفت بخاطر خانواده ام به هر کجا زندگیم نگاه میکنم یه نقطه روشن نمیبینم دلم و بهش خوش کنم همسرم مرد خوبیه تحصیل کرده است خونه زندگیم خوبه حتی عالیه خیلی ها از بیرون حسرت زندگی من و میخورن ولی من از درون داغون شدم از بیکسیم درسته ازدواج کردم ولی دلم یه خانواده میخواد که ندارم

خيلي بچست شوهرت و البته تو اوج رفتاراي اين شكلي اگه يكم سياست داشته باشي ميتوني درستش كني

چکارکنم مثلا؟هرچی اون میگه انجام میدم هرکاری ک بگی واسش انجام میدم ولی تاوقتی خانوادش هستن نمیشه این چندماهی ک اومدم قم واقعا ارامش دارم ازنبودشون ولی چ فایده تاتنهامیشم یادخانوادم میفتم دیونه میشم

الان بش گفتم میرم پیش خانوادت ولی بایدبزاری بزم پیش مامانم قبول کردولی من داغونم دلم میخوادبابچم برم ...

وای استارتر دلم گرفت .چقدر زوره حقی که داریه ندن واسش التماس کنی .متنفرم ازظلم انشالله درست میشه گلم

من اگه یه خانواده داشتم خیلی شرایطم بهتر بود ای کاش من یه مادر داشتم دوسم داشت ولی شوهرم نمیزاشت برم ...

کاش مامانم دوسم نداشت حداقل الان نگرانش نبودم مطمعنم حالش بده مامانم ازاول عروسیم همش نگرانم بود

الان بش گفتم میرم پیش خانوادت ولی بایدبزاری بزم پیش مامانم قبول کردولی من داغونم دلم میخوادبابچم برم ...

مگه چند تا بچه داری؟

دخترک خنده کنان گفت که چیست...راز این حلقه زر...راز این حلقه که انگشت مرا... اینچنین تنگ گرفته است به بر...راز این حلقه که در چهره او...اینهمه تابش و رخشندگی است...مرد حیران شد و گفت... حلقه خوشبختی است حلقه زندگی است...همه گفتند:مبارک باشد...دخترک گفت:دریغا که مرا...باز در معنی آن شک باشد... سالها رفت و شبی...زنی افسرده نظر کرد برآن حلقه زر...دید در نقش فروزنده او... روزهایی که به امید وفای شوهر...به هدر رفته هدر....زن..... پریشان شد و نالید که وای...وای این حلقه که در چهره او...باز هم تابش و رخشندگی است... حلقه بردگی و بندگی است...فروغ فرخزاد.....
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز