کنار هر قطره ی اشکم هزار خاطره دفنه ما اونقدر خاطره داریم که گویی قد یک قرنه
گلوم میسوزه از عشقت عشقی که مثه زهره
ولی بی عشق تو انگار خنده با لباهای من قهره
درسته بامنی اما ب این بودن نیازارم
توکه حتی با چشماتم نمیگی آه دوست دارم
اگه میگی دوست دارم فقط بازی لبهات بود
وگرنه رنگ خودخواهی نشسته توی چشماات
هرچی عشقه توی دنیا من میخواستم ماله ما شه اما تو هیچ وقت نزاشتی بینمون غصه نباشه
فک میکردم با ی بوسه با تو هم خونه میمونم
نمیدونستم نمیشه اخه بی تو نمیتونم
گله میکنم من از تو از تو که این همه بی رحمی
هزار بار مردم از عشقت تو که هیچوقت نمیفهمی(2)
چشام همزاد اشک و خون دلم همسایه اهه
زمونه گرگ و عشق تو شبیه مکر روباهه شدم چوپان ساده لوح کنار گله احساس
چ رسمی داره این گله سر چنگال گرگ دعواس
تو اینقدر خواستنی هستی که این گله نمیفهمه
اگه لبخند ب لب داری دلت از سنگ و بی رحمه
ببخش خوبم اگه این عشق حیله تورو رو کرد
نفرین ب دل ساده ک ب چنگال تو خو کرد
😢😢😢😢😢
ای خدا😢😢