اگه نتونه طرف طلاق بگیره چی با چی رویی برگردم خونه بابام
ببین عزیزم...من خودم هشت ماه پیش عقد کردم...قبلش هم سه ماه نامزد بودم..ازدواجمون سنتی بود.ولی عاشق شدم بهش وبله گفتم....بعد ازمدتی دیدم کلا مردی هست که اصلا کاملا از لحاظ عاطفی واحساسی سرده...توجمع خانواده شون بهم محل نمیدادوکوچیکم میکرد...طوریکه خانواده خودش هم متوجه شده بودند...ولی اوایل میگفتم درستش میکنم...من احترام میذاشتم ومحبت میکردم...ولی اون سرد وجدی بود...بعدازیک مدت باخودم گفتم تاکی حفظ ظاهرکنم...تا کی بخوام به این ذلت وتحقیر شدن تن بدم...بخوام بااین وضع برم زیریک سقف خودم فقط داغون میشم....چون اون مرده براش مهم نیست. ...تصمیم گرفتم جدابشم وتکلیف خودم رومعلوم کنم...البته ناگفته نمونه..فقط به خاطر این مسئله نبودهااا...خیلی اختلاف های دیگه هم داشتیم...میدونستم مشاوره هم دیگه نتیجه نمیده....من میگم اول مشاور برو...سعی کن مشکلت روحل کنی...اگر مطمئن شدی بعد از تلاش هات که نتیجه نمیده عمر جوانیت روهدرنده.....چون افسردگی میگیری
اگه واقعا شوهرت رو دوست داری، سعی تو بکن که این مرحله بیرون بیای. مثلا روی نقاط مثبتش تکیه کن و دیگه به نقاط منفی ش فکر نکن. سر خودت رو با ی کاری گرم کن. که نشینی فکر و خیال کنی. اگه واقعا دوستش نداری که ی تصمیم جدی برای خودت بگیر. به نظرم اولین قدم، استقلال مالی هست. اگه تونستی مستقل بشی به مراحل دیگه فکر کن.
خدایا اگر تو دست مرا بگیری هیچ کس مرا دست کم نمیگیرد