2777
2789

اخه نمیدونم چرا بعضیا اینقدر بدبخت و عقده ای هستن 

خدایا تا پاکم نکردی... خاکم نکن..😔😔😔باردار نیستم تیکر رسیدن ب خواسته هامه البته امیدوارم همینطور بشه 😍😍برام دعا کنید اونی ک میخوام بشه الهی فداتون بشم ❤❤

منو بگو هیچ وقت تا این موقع شب بیدار نیستم شبا غش میکنم از خستگی امشب یه سر اومدم تی نی سایت تاپیک میخکوبم کرد تا نصفه شببمداشتم میخوندم یهو ترکید

تا اونجایی خوندم ک سعید تو ماشین غش میکنه

میشه یکی لطف کنه بقیشو بگه پلیززززززز

مامان پوریا:

وای بچه‌ها تازه فهمیدم چرا خواهرم انقدر تغییر کرده!😳

خواهرم با رژیم فستینگ دکتر کرمانی ۱۰ کیلو تو ۲ ماه کم کرد، منم وقتی دیدم چقدر حالش خوبه شروع کردم.

خودم هم خوابم بهتر شده، ولع غذا کمتر شده، انرژی‌م بالاتره، گفتم به شما هم بگم.


برید تو سایت دکتر کرمانی و شروع کنید.

من نمیفهمم یه چیزایی رو واقعا


اولا هی مینویسین لایکم کن در حالی که میتونی صفحه جدید باز کنی یا ذخیره کنی تو بوک مارک جستجوگر یا بزنی تو علاقمندی ها 


دوما کسی مجبورتون نکرده بیاین بخونین که غر میزنین بگو و طولش نده استارترم زندگی خودشو داره یکم صبور باشین 


سوما من خودم ب شخصه نمیفهمم پر بازدید شدن مگه افتخاره هی میگین میخاد پر بازدید بشه


چهارما چه دلیلی داره یه نفر دروغ بگه هی میگین حقته و خیانت کردی و فلان 


پنجما که اخری باشه بعضیا واقعا درک پایینی دارن شما نمیخای بخونی من میخام بخونم فقط برو بیرون و گزارش نزن که بترکه 


التماس_شعور#  

هیچ اگر سایه پذیرد، ما همان سایه هیچیم...  
داشتم میخوندم ولی حقت بود هی گفتن بابا بنویس منتظریم هی میرفتی تک تک نظرا رو میخوندی اه. نصفش از دست ...

اینو موافقم،نمیدونم هرکی تایپیک میزنه نباید نظر بقیه براش مهم باشه چون معلومه 

مهربووونم بات میمونمممم  

اسی جون باقیشو اینجا نمیذاری فدات شم؟؟؟😢😢😢😢😢😢😢

آنه ! تكرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت وقتی روشنی چشمهایت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود...

پس چیشد؟

گاهی وقتا ، باید یه نقطه بذاری باز شروع کنی ، باز بخندی ، باز بجنگی ؛؛ باز بیفتی و محکمتر پاشی ، گاهی باید یه لبخند خوشگل به همه تلخیا بزنی و بگی ممنون که یادم دادین ، " به خودم تکیه کنم ... ‌"

جز جیگر بگیرن گزارش زنا😠😠😠 اخه به شما چه ربطی داره کی میخواد بخونه...یکی بیاد به من سرم وصل کنه از حال رفتم😓

آنه ! تكرار غریبانه ی روزهایت چگونه گذشت وقتی روشنی چشمهایت در پشت پرده های مه آلود اندوه پنهان بود...

ای بابا.میتونستی تند تر بگی.اصن نخواستیم.دیگه ادامشو نمیخونم.بای همگی

گاهی وقتا ، باید یه نقطه بذاری باز شروع کنی ، باز بخندی ، باز بجنگی ؛؛ باز بیفتی و محکمتر پاشی ، گاهی باید یه لبخند خوشگل به همه تلخیا بزنی و بگی ممنون که یادم دادین ، " به خودم تکیه کنم ... ‌"

استارترجان اینجا ادامشو بگو حداقل..ببین جقدر بچها پشت هم برات تاپیک زدن...بچهای بالارو هم کشوندن آوردن.دلت برامون بسوزه دیگه....منتظرتیم

دیگه تاپیک هایی که توش از عشق اولتون چه خبر...کجاست...چیکار میکنه و... حرف میزنن نمیرم...اگه رفتم بهم یاد آوری کنین بیام بیرون..حتما یاد آوری کنین...ممنون
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
داغ ترین های تاپیک های امروز