2777
2789

اول خودم بگم،ی بار با یکی از فامیل های دورمون رفته بودیم مشهد یه بچه ی هم سن و سال خودم داشتن،رفتیم تو حیاط مسافرخونه بازی کنیم بهش گفتم چشاتو ببند دهنتو باز کن،گفت میخوای چیکارکنی؟گفتم هیچی میخوام بهت پفک بدم،اونم چشاشو بست دهنشو باز کرد منم مشتمو پراز پودر لباسشویی کردم ریختم تو دهنش😎😑🤪🙄😂کلی فحش داد بهم بعدم رفت به بابام گفت بابام افتاد دنبالم ک بزنتم رفتم زیر تخت قایم شدم😀

یه بارم با خواهرم خونه تنها بودیم،هنوز نمیدونم چرا اینکارو کردم😬تو حیاط داشت لباس میشست،رفتم تو حیاط نگاش کردم اونم زل زد ب من،چاقو رو از پشت سرم اوردم جلو گفتم میکشمتتتت😂بدبخت نمیدونست من چم شده،حالا اون میدوید دور باغچه منم دنبالش با چاقو😂😂از ترس رفت تو اتاق درم قفل کرد منم هی میزدم ب در میگفتم بیا بیرررون امروز یا باید تورو بکشم یا خودمو،اگه نیای خودمو میکشم😂روانی هم خودتونین😒

کلا با خواهرم مشکل داشتم،هی اذیتش میکردم،ی بار دیگم افتادم دنبالش با انبر🤣رفت تو اشپزخونه درم بست منم از حرصم انبر رو محکم زدم تو در،در سوراخ شد🙄یا میخواست تلویزیون نگاه کنه میرفتم خاموشش میکردم اونم منو میزد😎

یه داداش داشتم از بچگی فلج شد😔یه بار خونه تنها بودیم،منم دبستانی بودم نمیتونستم کاری برای داداشم انجام بدم،داداشم گفت من جیش دارم،منم نمیدونستم چیکار کنم رفتم پلاستیک فریزر اوردم گفتم بیا جیش کن تو این😀ی بار دیگم همینجور شد هیچی ب ذهنم نرسید رفتم قمقمه امو اوردم گفتم بیا جیش کن تو این😂😒🙄داداشم 17 سالش شد فوت کرد😔خدا رحمتش کنه،اگه دوست داشتین یه صلوات واسه شادی روحش بفرستین ممنونم ابجیای گلم... 

ی بار دیگم ی جوجه رنگی خریده بودم براش با اجر خونه ساختم،شب تو حیاط خوابیدیم،مثل اینکه جوجه خیلی صدا میده بابامم اعصابش خورد میشه میره ازادش میکنه ک بگرده شاید ساکت شه،اونم نمیدونم توی اون تاریکی چطوری منو پیدا کرده بود ازبس وابستم شده بود اومده بود بغل من خوابیده بود بیچاره،صبح بیدار شدم دیدم زیرم پراز مورچه اس،نگاه کردم دیدم جوجهه له شده چشماش زده بیرون😰

ی بارم ی اردک داشتم از جارو میترسید منم جارو ب دست میکردم دنبالش بدبخت نمیدونست چجوری فرار کنه...

🤪😬😑🙄😒😔😣🤦‍♀️شماهم از شیطونی و خاطره های شیرینتون بگین بخندیم

خدا رحمتش کنه.اون صحنه ی چاقو منو یاده خودم انداخت منم با چاقو افتادم دنبال خواهرم تو کوچه یادم نمیاد چرا

فقط 6 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
مورد علاقه هام:یوگاو مدیتیشن🧘‍♀️کتاب📚کوهنوردی🏔پیاده روی با ی دوست👭صدای هو هوی بادوبارون و رعد وبرق🌩🌧طبیعت بعداز زدن بارون🏕طلوع و غروب خورشید🌄🌅صدای جغد و کلاغ و جیرجیرک و پارس سگ و صدای الاغ و زنگوله ی گله🦗🐩🦉🐦‍⬛بوی گل و چمن و درخت🌹🌳بوی قهوه☕️راه رفتن بدون کفش وجوراب روی چمن🦶🦶دلخوشیا کم نیستن کافیه با دقت بهشون فکر کنیم و اهمیت بدیم و ببینیم🧚‍♀️

ببین برای خارج از تهران که ویزیت آنلاین رایگان دارند، ولی اگه تهرانی و می تونی هزینه کنی حتماً یه نوبت از مرکز تندرستی دکتر گلشنی بگیر تا تمام مشکلات بدنت یکبار کامل چکاب بشه.

من خودم هم پای پرانتزی داشتم هم گردن درد ، همسرم هم کف پای صاف و کمردرد شدید داشت جفتمون با ورزش تخصصی و آبدرمانی الان خیلی بهتریم.

این شمارش: ۰۲۱۲۴۵۰۱۰۰۰

اینم لینک دریافت نوبت ویزیت آنلاین رایگان

من چند بار سوسک انداختم تو یقه بچه های فامیل بعدم میرفتم قایم میشدم و از دور شاهد جیغ های بنفش دختراا میشدم...هنوزم از سوسک نمیترسم😂😂😂چسب زخم میزدم رو زنگاا خونه مردم 😁خیلی شیطون بودم خیلیییی...

🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣🤣جوگیر شدیم


من همیشه خودمو به غش میزدم و خواهرم چندتا سکته ناقص میزد بعد پس بلند میشدم 😶خواهرم ازمن کوچیکتر بود همش میترسید مرده باشم 😶😶همش میگفت ابجی تروخدا چشماتو باز کن ابجی ابجی ابجی 😭😭بیچاره چندبار تا حد مرگ ترسید وگریه اش گرفت میگفت ابجی غش کردی و......بخدا خیلی خرکیف میشدم یعنی لذتی که تو ازاردادن اون لحظه خواهرکم میدیدم واقعا باعث میشد بیشترخودمو به بیهوشی بزنم😖

😍من میتونم یه زن موفق باشم 😍
2790
2778
2791
2779
2792