خیلی وقته میخوام واستون داستانای عجقیمو بگم هیییییی
از کجا بگم براتون 😒
تو یه خانواده ی پولدار خفن بدنیا اومدم خونمون تو الهیه س ۶۰۰۰متر دوبلکس با استخر و سونا. خودمم قدم ۱۷۰ با کمر باریک چشمای میشی دماغم کوچیکه لبای قلوه ای پوست همچون گلبرگ .
خلاصه از ۱۵سالگی خواستگار داشتم قبلا آرتا رو گفتم براتون مدام خواستگار می اومد و میرفت ارتا و محسن و فرهاااد و حتی حشمت...
حشمت با قد ۲متر وزن ۹۰ و بدنساز و دکترای عمران داشت مادرو پدرش جراح بودن و خواهرش امریکا زندگی میکرد من ازش خوش اومد ولی ههه😏 همیشه یه ولی وجود داره حشمت میگفت من ۶تا پسر میخوام اما من میگفتم ۳تا دختر و ۳تاپسر میخوام ولی اون...خلاصه حشمت رفت
بعدی جمال بود بابام میگفت نه جمال ارشد داره دکترا نداره این نه ولی جمال در خونمونو ول نمیکرد مدام واسم نامه میداد به نوکرمون تا بهم بده خلاصه ...
باس خب بگین تا بگم😒#فان