من تو خیابون با کیفم زوم پشتش
خیلی فشار عصبی روم بود
کل مسیر داشت توهین می کرد به خانوادم بعدم گفت باهاشون دفت و امد نمی کنم
اول خواستم خودمو از ماشین پرت کنم پایین از فشار عصبی
بعد نگه داشت پیاده شد گفت بر هستی حالم بد می شه
منم پیاده شدم با کیفم زدم پشتش و رفتم