سلام چن روز پیش خونه عمم بودیم ک مادرشوهرم زنگ زده بود ب شوهرم واونم متوجه نشده بودیعنی گوشیش خاموش بود و شوهرم گیرداده بود ک برو تو بهشون زنگ بزنن اخه دیدم ک اونا5بار زنگیده بودن دیدن گوشیش خاموشه ب من زنگ نزدن منم ب شوهرم گفتم حتما کارخصوصی باخودت دارن ک ب من زنگ نزدن من چرازنگ بزنم خودت زنگ بزن
[ گاهی اينقد دلتو پرکردن تا ميای حرف بزنی ازچشمات ميريزه بیرون ): ]🥀
بعد شوهرم بهم گف برو گمشوخونه عمم و بعد رفتش تو باغشون منم رفتم ک ازدلش دربیارم و بگم بد متوجه شدی گفت من دیگ تورو نمیخام تو احترام خانوادمو نگه نمیداری میخام طلاقت بدم و گفت من الان خونه دارم کاردارم برای هرکی برم خواستگاری سریع زنم میشه و تو هم بمون خونه بابات و گفت بخاطر خانوادم قید تورو میزنم و...
[ گاهی اينقد دلتو پرکردن تا ميای حرف بزنی ازچشمات ميريزه بیرون ): ]🥀