2777
2789
عنوان

ببینین الان شوهرم بهم چی گفت

| مشاهده متن کامل بحث + 56637 بازدید | 326 پست

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

عزیزم...واقعا نمی دونم چی بگم که حالت بهتر بشه...

نمیشه که طلاق# گرفت واسه دوتا فحش...

بی خیال شو

آرامش است؛ عاقبت اضطراب‌ها....خلاصه که اینقد غصه نخورید بالاخره خوب میشه، قشنگ می‌شه، می‌رسیم، می‌بینیم، می‌خندیم👍😍😀

بخند بخنددددد ک هر شب داستانه من خنده داره. بخدا با مشت زده. یه شب با ارنج زد تو پهلوم داد زدم (باردارم) پرید گفت علط کردم باز خابید . کشیده ک ۱شب در میون دارم سهمیه.

عرضم ب حضورت بصورت جرخشی مث لودر از روم رد میشه حالا ۲ تا چیز خیلی جالب هست 

۱. مامانش میگه پسرم تو خاب اصلا تکون نمیخوره اصلنننننن

۲. صبا ک بیدار میشه میگه تو خاب دلم برات تنگ شد دوسداشتم بعلت کنم گفتم بیدار میشی😐

یکی نیس بگه اخه برادر من ک از کتکای تو خاب ندارم اسن . بیدار میشی چیه

حرفی ندارم...
بخند بخنددددد ک هر شب داستانه من خنده داره. بخدا با مشت زده. یه شب با ارنج زد تو پهلوم داد زدم (بارد ...

واای گفتی شوهرمنم تو خواب یا کشیده میزنه یا چنگ میزنه

الان حامله ام ازش فاصله میگیرم 😂😂😂

بهش میگم باور نمیکنه چیکار میکنه.

واای گفتی شوهرمنم تو خواب یا کشیده میزنه یا چنگ میزنه الان حامله ام ازش فاصله میگیرم 😂😂😂 بهش می ...

باور نمیکنن ک .

من یه شب بعد ازینکه با ارنج زد تو صورتم بالشتم برداشتم رفتم تو پذیرایی خابیدم

کمی بعد پاشد اومد باز جفتم خابید😒 گفت گرمته اوندی اینجا? بیدارم میکردی باهم بیایم. نبینم تنها بخابی😬

یعنی میخاستم موهتمو دونه دونه بکنم

حرفی ندارم...

من یه شب شوهرم خواب بود ساعت۱۱خوابش یرد،بعدمنم پاشدم رفتم ظرفاروبشورم که نمونه آب کشیدم گذاشتم بالا توی آب چکون یهو یه کاسه ازبالا افتادنتونستم بگیرمش پشت سرشم قابلمه افتاد شوهرم بلند شدانقد چیزبم گف ،خدالعنتت کنه به خق علی خدالعنتت کنه به حق علی😁😁😁فقطم همینوپشت سرهم تکرارمیکرد،صبح بهش گفتم اصن یادش نبود گفت خوحتماترسیدم

پسر داشتن حس شیرینیه ....دنیای معصوم وکودکانه اش به من که یک زن هستم حس آرامش عجیبی میده.... وقتی که از همه مرد های زندگیم نا امید میشم و به یه گوشه پناه میبرم، یه مرد کوچولو میاد پیشم که نه شوهرمه ، نه پدرمه، ونه برادرم . اون تنها عشق زندگی منه که بادستای کوچولوی مردونه اش موهام رو نوازش میکنه و برای اینکه غصه هام رو فراموش کنم، با صدای قشنگش توی گوشم میگه : مامان، امروز موهات چقدر قشنگ شده .......❤️ وتوی اون ثانیه هاست که من اوج میگیرم وبا عشق زندگیم از ته دل میخندم.... آره ..... عشق زندگی من اون چشمای قشنگ مردونه ست که با نگاهش فریاد میزنه :مامان عاشقتم........ومن با تمام پوست و گوشت و خونم عشقش رو احساس میکنم.....❤️❤️❤️❤️تقدیم به پسردارا😘
ارسال نظر شما
این تاپیک قفل شده است و ثبت پست جدید در آن امکان پذیر نیست

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792