هفته ی پیش شوهرم از بیمارستان مرخص شد ام اس داشت بعد از شبی که اومد خونه تا الان میره تو سالن میخوابه. بهش میگم چرا نمیایی روی تخت بخوابی میگه اونجا گرمه تو بارداری روی تخت بخواب. توی این هفته هر روز رفته سر زده خونه مادرش. امشبم رفت گوسفند کشتن. احساس میکنم دوسم نداره. پشیمونم که زنش شدم. بهشم گفتم ناراحتم از رفتارش ولی توجیه های مسخره کرده. کاش دوست مسر داشتم ولی شوهر نمیکردم