رفتم سونو گرافی و موقع برگشتن انقد حالم بد بود که فقط میخواستم برگردم خونه خودکشی کنم تا راحت شم از این همه مریضی ! از بس بقیه هم مسخرم میکردن بدتر روحیم داغون شده بود
برگشتم خونه و وضو گرفتم نماز خوندم و عین ابر بهار بی اختیار گریه میکردم... با خدا و ائمه درددل کردم و گله کردم
قران خوندم و دقیق یادم نیس چه دعایی خوندم .. فکر کنم ذکر یونسیه و دعای مجیر خوندم.نماز حاجت خوندم
سپردم به خودشون و بار بعد که رفتم سونو .. گفت مشکلی نیس اما مراقب باش چون امکان برگشت هس