دوست کلاس زبانم تو یه گپ ادم کرد که دوست پسرشم توی اون گپ عضو بود بعد دوستم بعد چند وقتش رفتن مسافرت شاید دو هفته بعد من تا قبلش ب خوردی با دوست پسرش نداشتم جز سلام همین بعد که فاطمه دوستم رفت مسافرت این اقا توی گروه یه سوال دربارهی دوستم ازم من کرد که نمیشد توی گروه جلوی همه جواب داد بخاطر همین توی پیشون گفتن از اون روز هی با این اقا چت کردم که این مهم نیست بعد این اقا از من پرسید که رل دارم یا نع میگفت یه کیس خوب برات در نظر دارم من هر چی میگفتم نع اونجوری عذاب وجدان دارم من دوست ندارم ابروی مادر. وپدرم بره
بعد این اقا اومدن پی وی من و اشنا شدیم ولی اونموقع که اومدن پی وی دیگه دیر وقت بود و من خوابیدم و توی همون شب که قطعا نفهمیدم چی هس کی هس بعد فردا صبحش که دوباره چت ادامه داشت زیاد از خلق و خوی این اقا خوشم نمیومد یعنی اصلا به هم نمیخوردیم یا همش عکس میخواستو بعد من بدبختی این بود شمارمو دوستم از طریق پیامک چون نت نداشت به دوست پسرش داده بود که ادمینم کنه و این اقا شمارمو داشت و به دوستشم داده بود
خب همین که همش باهاش چت کردی جدا از اینکه دوستت صددرصد ناراحت میشه نشون میده که تمایل به ارتباط با جنس مخالف داری و اینکه میگی ابروم میره(چرا باید ابروی یکی بره!!!!؟) شعاره
بعد چند روز دیگه من دیدم با این اقا نمیسازم همش یا درخواست میداد تماس بگیره یا غیره ول کنش شدم ولی یه شب داشتیم با دوستم چت میکردیم گفت حوصلم سر رفته هی با هم حرف زدیم گفت ایدی همین پسره که چند روز باش چت کردیو بده ببینیم من برم پی ویش چی میگه که میگف به تو علاقه داره