2777
2789
عنوان

داستان عجیب جاری من

| مشاهده متن کامل بحث + 34211 بازدید | 155 پست

هرچی همه گفتن که بابا ول کن خاراشکر کن این خونه دراختیازته بشین زندگی کم گفت نه خلاصه بزرگترا رفتن حرف زدن دختره منصرف شد و قرار شد یه عقته بعد برن ماه عسل مثلا میشد چند روز قبل 

فردای اون روز بابای دختره زنگ زد که باید خونه رو کنید بنام دخترم

یادمان باشد که ما ازدواج میکنیم تا یک زندگی زیبا بسازیم .............نه اینکه دو زندگی معمولی را هم خراب کنیم............

بچه‌ها، دیروز داشتم از تعجب شاخ درمیاوردم

جاریمو دیدم، انقدر لاغر و خوشگل شده بود که اصلا نشناختمش؟!

گفتش با اپلیکیشن زیره لاغر شده ، همه چی می‌خوره ولی به اندازه ای که بهش میگه

منم سریع نصب کردم، تازه تخفیف هم داشتن شما هم همین سریع نصب کنید.

دختره اومد خونه رو دید و گفت باید همه جا رنگ بشه باید سرویس بهداشتی کلا عوش شه همه ی \رده ها باید عو ...

ایول ازاالان میخ خودشو کوبیده .ساده که بیای بهت بها نمیدن.باید اینجوری باشی

خدا دی بسه

همه کاملا متعجب شدن دختره گفته بود یا خونه رو کنید به نامم یا طلاق بابای همسرمم گفت من سالها زحمت کشیدم با سختی این خونه رو خرید بچه های مجرد دیگه هم دارم حالا کفته بود بکن بنام بچه یه چجیزی میگه باید بکنید بنام خودم

یادمان باشد که ما ازدواج میکنیم تا یک زندگی زیبا بسازیم .............نه اینکه دو زندگی معمولی را هم خراب کنیم............
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2790
2778
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز