سلام عشقا،همشو تو پست اول مینویسم
امروز خونه ی دوستم بودم تو راه برگشت یکی از پسرای اوسگل محلمون بم توکوچه تیکه انداخت، قبلا هم همچین غلطی کرده بود بخاطرهمین دندونم سرجیگرش بود، باموتور بود، گفدم چ زری زدی؟وایسا ببینم چ گویی خوردی😐 گازشو گرفت رفت. عشقم داشت باموتور اتفاقی رد میشد(همچین اتفاقیم نبود البته،میدونست من ازونجا رد میشم میخواست ببینتم) دید این صحنه رو، داشتم میرفتم خونه دیدم از یکم پایینتر صدای دوا میاد نیگا کردم دیدم عشقم داره بااون پسره دوا میکنه. خون جلو چشامو گرف رفتم سمتشون. هی قدمامو تنتر میکردم یهو نیگام افتاد ب عشقم دیدم لباسش پاره شده دیگ دویدم، رفتم جلو داد میزدما😕میگفتم وقتی جربزه نداری واسچی ی زری میزنی درمیری؟ها؟نمیفمیدم چی میگفم فقه داد میزدم😂😂انقه داد زدم ک نگو. عشقم ازونور دااااد میزد برو خووونه.برووووووو. منم داد میزدم اون پسره رو فش میدادم😐همسایها ریخده بودن بیرون. چون وسط خیابون بودیم رابندون شده بود. حالا تو اون وضعیت عموم سررسید😲عصن ی وضعی بود. عشقم داد میزد سرم میگف بروووو تُ بروووو😕عین فیلما بود😂😂تا نیم ساعت پیش دستام از عصبانیت میلرزید ولی الان بش فک میکنم خندم میگیره. میدونم شبیه فیلم هندی بود بیشتر، ولی ی کلمشم خدایی اغراق نکردم. شهرما کوچیکه تقریبا همه،همو میشناسن.حالا از الان تا چنوقت این داستان ما سوژه ی مردمه😐آبرومون رفت😂
حالا اونم تواین وضعیت ک لنگ اوکی بابامیم.خداکنه ب گوشش نرسه😂