2777
2789
عنوان

خـــاطـره زایمـــان مـــن ❤️😍

3086 بازدید | 147 پست

میخوام از روز اول تا زایمانم رو براتون تایپ کنم هم خودم برم تو اون خاطرات هم شمارو همراه کنم شاید تند تند نتونم تایپ کنم اما تموم سعیمو میکنم سریع باشم اگه براتون جالب بود بخونید شاید درس و تجربه های من ب درد بعضیا بخوره ...  

و خـداوند ســر را آفـرید تا روی گــردن باشـد نـه زنـدگی دیـگـران   

من برای دخترم که امسال کنکوریه خیلی آکادمی‌ها رو بررسی کردم، آکادمی مهر رو هم دیدم، چیزی که برام جالب بود تعداد زیاد رتبه‌های برترشه. ظاهراً رکورددار بیشترین تعداد رتبه‌های برتر کشوره.

گفتم اینجا هم معرفی کنم شاید به درد مامان‌هایی بخوره که بچه‌شون کنکوریه 🌱

mehredu.com

شهریور 95 عروسی کردیم و با همسرم زندگی زیبامونو شروع کردیم همه چیز خوب بود من اشپزی بلد نبودم همسرم بعد از ظهر از سرکار میومد و شام درست میکرد منم کنارش می ایستادم و نقش کمک اشپز رو داشتم تا کم کم دستم راه بیفته  همه چیز خوب بود من از شهر دیگه ای اومده بودم و غریب بودم اما همسرم خیلی همراه و دوستم بود و دوری از خانواده برام خیلی سخت نبود چون از بچگی هم خود ساخته بزرگ شده بودم همسرم به شدت دیوونه بچه بود جوری که تو دوره نامزدی هم دلش بچه میخواست  و این شد که از اول جلوگیری نکردیم

و خـداوند ســر را آفـرید تا روی گــردن باشـد نـه زنـدگی دیـگـران   

سه ماه از عروسیمون گذشته بود یک شب رفتیم خونه مادر شوهرم و چون ماشینمونو فروخته بودیم و برای ماشین جدید ثبت نام کرده بودیم و هنوز ماشین رو بهمون تحویل نداده بودن بخاطره طولانی بودن راه شب خونه مادرشوهرم اینا موندیم همسرم زود خوابش برد اما من خوابم نمیبرد یه احساس عجیبی داشتم دستمو گذاستم روی شکمم و حس کردم یه نبض ضعیفی میزنه دست دیگمو گذاشتم روی قلبم انگار ریتمشون یکی نبود برام عجیب بود

و خـداوند ســر را آفـرید تا روی گــردن باشـد نـه زنـدگی دیـگـران   

و با فکر و خیال خوابم برد صبح صبحونمونو خوردیم و همسرم رفت سر کار و منم اومدم خونمون اما خیلی فکرم مشغول بود چندبار هم قبلا بی بی چک استفاده کرده بودم و منفی بود و کلا پری نامرتبی داشتم گفتم این بار احساسم میگه باردارم برم بی بی چک بخرم و امتحان کنم و از این همه فکر دربیام یا مثبته یا منفی ماشین گرفتم رفتم داروخونه بی بی چک خریدم و برگشتم خونه

و خـداوند ســر را آفـرید تا روی گــردن باشـد نـه زنـدگی دیـگـران   

دل تو دلم نبود هم خودم خیلی بچه دوست داشتم هم بخاطر اینکه همسرم عاشق بچه بود و دلم میخواست خبر بابا شدنشو بهش بدم رفتم دستشویی و امتحان کردم و وقتی دوتا خط افتاد یه لحظه ماتم برد باورم نمیشد از خوشحالیم نمیدونستم چیکار کنم فقط تنها کاری که میخواستم بکنم این بود که زود به همسرم خبر بدم 

الان اسکرین شات از وقتی که به همسرم گفتم میذارم

و خـداوند ســر را آفـرید تا روی گــردن باشـد نـه زنـدگی دیـگـران   

لطفا بقیه اشو بزارین من ک همش درد پریودی شدید داشتم  ضعف میکردم همش احساس میکردم الان ک پریود بشم بی بی چک زدم دیدم مثبت شد باورم نمی شد 4 تا روژان زدم 4 تا مدیکور میگفتم شاید مثبت کاذب رفتم آزمایشگاه تعطیل بود بعد روز دیگه رفتم ازمایش ام مثبت بود 6 هفته بود از رو پریود ک حامله بودم 😁

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2839
2834
2835
2108
داغ ترین های تاپیک های امروز