برادرشوهر من یه آدم مومن و حزبُله. ولی خیلی خوب بود. عالیترین فرد تو خونواده شوهرم. واقعا جای برادر نداشتهام دوسش داشتم. دو سالی براش دنبال زن مومن و چادری بودن. انقد خواستگاری رفتن و رو دخترای مردم عیب گذاشتن که نگو. من همش میگفتم گناه داره، به خدا آهشون دامنتونو میگیره. البته خود برادرشوهرم نهها. مادرشوهر و خواهرشوهرم رو همه دخترا عیب میذاشتن. خلاصه بعد دو سال دوست بش دوست خواهرشو معرفی کرد رفتن خواستگاری، خود بش پسندید. ولی مش ممتنع بود و خش هم طبق معمول نپسندید. مثلا یکی از ایرادایی که میگفت این بود که یه دست مبل تو خونشون ندارن. خیلی پایینن. پدرش زبون بازه و ال و بل و... ما چند روز بعد خونه مش ناهار دعوت بودیم. قرار شد عصری منم برم ببینیم. خش گفت من نظرمو گفتم نمیام. مش گفته بود دختره سبزه و چاقه ولی بنده خدا سفید و متوسط بود. اینا کلا خونوادگی از دخترای سبزه خوششون نمیاد چون خودشون سبزهان. القصه من پسندیدم. وصلت جور شد و بعد چند هفته صحبت عروس و دوماد نشون بردیم. بعد یه ماه هم عقد کردن.
سپاس از اینکه دید خوب به مذهبیا رو چند پله ارتقا بخشیدی😐😐😐😐😐😐😐😐آدمن همه آدمیم همه جا خوب وبد هست از این همه مسخره کردن و داستان درآوردن چی عاید کی میشه الله اعلم....
به شدت محتاج دعاهاتون هستم دوستون دارم فراموشم نکنین😊فعلا خداحافظتون❤🖤🖤🖤السّلام علی الحسین و علی علیّ ابن الحسین و علی اولاد الحسین و علی اصحاب الحسین🖤🖤🖤هنوز جوونی پس خوش بگذرون😈زندگی طولانیه پس لذت ببر😈همه اینکارو میکنن پس افراطی فک نکن😈تو خیلی گناهکاری پس به گناهات ادامه بده😈سخنانی از شیطان😕.......... یکی از اصلی ترین حقوق من به عنوان یک زنو به عنوان یک انسان حضور توام با آرامش و احترام در جامعه است پس با افتخار مینویسم: من حجاب را دوست دارم... حالا که امضامو خوندین اینم جایزتون😊کاربریم سخته میتونین صدام کنین فرنوووووش😊 اگر قصد سقط دارین قبلش مستند فریاد خاموش رو ببینید.
به دلیل مذهبی بودن زیاد عروس خانم فیلمبردار نداشتن. خش با دوربین عکاسی معمولی از عروس عکس میگرفت و دوماد اجازه اومدن به مجلس زنونه رو نداشت. با اینکه بش وقتی مجرد بود تو عروسی من تو مجلس زنونه اومده بود و کادوشو داده بود. علارغم بیحجاب بودن من.
ما هم توی عروسی چند تا مهمون داشتیم که یکیشون بچه داشت. بچهه هی به من گفت خاله میخوام برم پیش عروس میخوام برم پیش عروس. منم دست اون و دختر خودمو گرفتم بردمشون پیش عروس. خودمم نشستم کنار عروس و خش هم خیلی معمولی دوربین رو آماده کرد تا ازمون عکس بگیره که جاری گفت: ایشون میخوان با من عکس بگیرن؟ نه من با کسی عکس نمیگیرم. به فامیلای خودمم عکس نمیگیرم. فردا ایشون عکسشونو میخوان... که من به شدت ناراحت و خیط و ضایع شده بلند شدم. خش هم گفت این چه حرفیه؟ دنبال من اومد.
درحادثه کربلا با سه نمونه شخصیت روبه رو می شویم! "اولحسین (ع)حاضر نیست تسلیمِ حرفِ زور شودتا آخر میایستدخودش و فرزندانش شهید میشوندهزینه انتخابش را میدهدو به چیزی که نمیخواهد تن نمیدهداز آب میگذرد، از آبرو نه" دوم : یزیدهمه را تسلیم میخواهد مخالف را تحمل نمیکندسرِ حرفش میایستد نوه پیغمبر را سر میبرد بیآبرویی را به جان میخرد تا به چیزی که میخواهد برسد"سوم:عمرسعد به روایتِ تاریخ تا روز ٨ محرّم در تردید است هم خدا را میخواهد هم خرماهم دنیا را میخواهد هم آخرت هم میخواهد حسین (ع)را راضی کند هم یزید راهم اماراتِ ری را میخواهد، هم احترامِ مردم رانه حاضر است از قدرت بگذرد، نه از خوشنامیهم آب میخواهد هم آبرودستِ آخر اما عمرِ سعد تنها کسی استکه به هیچکدام از چیزهایی که میخواهد نمیرسد، نه سهمی از قدرت میبرد نه از خوشنامی ما آدمهایِ معمولی راستش نه جرات و ارادهِ حسین (ع) شدن را داریم، نه قدرت و ابزارِ یزید شدن را اما در درونِ همه ما یک عمرِ سعد هستمن بیش از همه از عمر سعد شدن میترسم
مگه مذهبیا حق عروسی گرفتن ندارن من خونواده شوهرم مذهبین عروسیمون مولودی خپنیه فقط عروس با دوتا آهنگ ...
عزیزم استارتر گفت جاریشون اول دعوا داشته که اهنگ و رقص حرامه و گناه و فلانه تو مراسم عقدش ولی واسه عروسی خودش به اعتقادات خودش احترام نزاشته و خودش رو کوچیک کرده ..وگرنه هرکس اعتقاداتش و تفکرش به خودش ربط داره