سلام دوستان
من الان با ديدن يه صحنه از زندگي يه خانواده دونفره واقعا متاثر شدم
با خانوم خانواده رفتيم خريد ايشون از يه مانتو كه واقعا روحيات يك زنو نشون ميداد خيلي خوشش اومد و همون موقع خريدش
تو راه برگشت انقد از خريدش راضي بود كه هي نگاش ميكرد و به من نشون ميداد ميگفت واي ببين چه نازه و منم بابت مانتوي اون ذوق ميكردم
از قضا اون روز به من اصرار كرد بريم خونه ما و منم باهاش همراه شدم
وقتي رسيديم همسرشون اونجا بودن ايشون مانتو رو به همسرش نشون داد و همسرش به ته مايه هاي اعصبانيت گفتن كه از مانتو خوششون نمياد و بايد پسش بدي ايشون هم با يه دنيا ناراحتي گفتن چشم پسش ميدم و دليل همسرشون هم اين بود كه بايد يه مانتو با رنگ هاي تيره تر بگيري كه تو سليقه من باشه
بعد كه با اون خانوم تنها شدم گفتم مگه دوسش نداشتي چرا از حقت دفاع نكردي و ايشون گفتم خانوم بايد سياست داشت و من شب تو رختخوابمون اين موضوع رو مطرح ميكنم و با خواهش ميخوام ايشون قبول ميكنن
من حالا كه فكر ميكنم زياد همچين رفتار هايي از اطرافيان ديدم و حتي گاها خودم هم به دليل تاثير پذيرفتن از ارفتار والدينم اين رفتار هارو خيلي غريزي و كوچيك انجام ميدم
واقعا چرا ما زنها بايد با سياست يا التماس سليقه شخصي مون كه خق فردي خودمون هست رو به دست بياريم
مگه اين حقمون نيست كه اونطور كه ميخوايم لباس بپوشي و هر وقت كه ميخوايم از خونه بريم بيرون
كي اين حقو به همسرمون ميده كه به خودش اجازه بده كه بگه بايد هر موق من ميخوام بري بيرون ؟
يا با كسايي كه من ميخوام بگردي و دوست باشي ؟