دوستان بقل خونمون یه زن وسایلو لباساینا میفروشه میخواستم برم اونح
جا شوهرم گفت نرو شلوغه بعد نیم ساعت خودش رفت روبه رو ی اونجا ماشین بده مکانیک بهم زنگ زد کفت کوثر زنه مغازه دار داره میره خونشون کاری داشتی بهش بگو چون از دم در ما رد میشه به نظر تون شوهر من بهش توجه کرده یا نه اه حالم بهم میخوره نمیدونم چرا ته دلم میگه بهس توجه داره زیادم زنه جونن نیس و چاقه