2777
2789
عنوان

امید زندگی .....(2)

| مشاهده متن کامل بحث + 156178 بازدید | 10475 پست
یلدا جان نزدیکی میگن خوبه اما من انجام ندادم شما هم احتمال سرماخوردگیت هست به نظرم ضررش بیشتره پس اونو بیخیال. عزیزم چرا خوشبین نباشی؟خیلی هم خوشبین باش. زمان انتقال تختش طوریه که انکگار بالاتنه آدم شیب معکوس داره. یعنی سرت پایینتر از باسنه و مثل تخت معاینه هست. زمان انتقال حواست باشه سرتو بلند نکنی و به هیچی فکر نکن و فقط تو دلت صلوات بفرست یا مثلا سوره قدر یا هرچی که آرومت میکنه بخون. راجع به پر بودن مثانه ازشون بپرس و رعایت کن چون هر جا یک جوره. اگ6 بعدش نیاز به دستشویی داشتی بزار اقلا 45 دقیقه بگذره و نهایتا یک پولی به بهیار یا گارگرشون بده برات لگن بزاره و زود بلند نشو. نشاسته و شیر را بخور خوبه. از فردا دیگه انجیر آب کرده یا آلو خیس بخور که یبوست نگیری. شیر سویا هم من روزی یک لیوان خوردم. توخونه خصوصا روزای اول استراحت کن حتما حتما و فقط برای دستشویی و غذا بلند شو. حمام نری فورن. بزار 4 یا 5 روز بگذره اونم کوتاه و با آب نیمگرم. از روزای بعد تو خونه یک دوری بزن اما باز راه نیفتی بری بیرون از خونه. سعی کن غذاهات تازه باشه و فریزی نباشه. بعد انتقال نگی ضعیف شدم بری جگر و اینا بخوری چون برای جنین خوب نیست. دیگه اینا به نظرم رسید عزیزم. انتقال هم اصلا درد نداره. خودتو سفت نگیری. اولش مثل معاینه هست که مجرا را با اون دستگاه باز میکنه و به نظرم دردش از اون آمپولا هم کمتره و بعد با یک وسیله لوله مانند انتقالش میدن که اصلا نمیفهمی.ایشالا که خیر باشه براتون هزیزم

بچه ها باورتون نمیشه!  برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.

من میخوام اینقد قلمبه بشم که تو بغل همسری جا نشم
خدایا ناامید نیستم،فقط کمی دلگیرم... خدایا از تو معجزه می خواهم ، معجزه ای بزرگ در حد خدا بودنت تو خود بهتر میدانی معجزه ای که اشک شوقم را جاری کند...
یلدا جون من شوهرم شیفته و اکثرا تنهام،درسته بیشتر خانوما میرن پیش مامانشون اما ما به خاطر شرایط خاص شوهرامون مجبوریم یکمی رعایت کنیم تا اونا هم راضی باشن عزیزم منم در صورت انتقا میخوام خونه خودم بمونم و اکثرا تنهام تازه هر جور فکر میکنم میبینم خونه خودم راحت ترم تازه ممکنه با سوالای اطرافیان واست استرس درست بشه پس مساله رو واسه خودت بزرگ نکن و هر جور شوهرت دوست داره رفتار کن تا اونم راضی باشه انشااله موفق باشی خواهر گلم
خدایا ناامید نیستم،فقط کمی دلگیرم... خدایا از تو معجزه می خواهم ، معجزه ای بزرگ در حد خدا بودنت تو خود بهتر میدانی معجزه ای که اشک شوقم را جاری کند...
بچه ها عسل کوچولو هم ایو کرده بود پس چرا نمیاد؟؟
خدایا ناامید نیستم،فقط کمی دلگیرم... خدایا از تو معجزه می خواهم ، معجزه ای بزرگ در حد خدا بودنت تو خود بهتر میدانی معجزه ای که اشک شوقم را جاری کند...
یلدا جون امیدوارم فردا انتقالت موفقیت امیز باشه.فقط بعدش بیا از خودت بهمون خبر بده .بهتره امشب ناهار فرداتو بپزی که فردا اماده باشه .انقدرم به شوهر بیچاره گیر نده چند روز بی خیال باش دختر.
یکی از بچه ها پرسیده بود که چقدر بعد میشه دوباره انتقال داد نمیدونم کی بود معمولا میگن 3 ماه یعنی 2ماه که پریود شدی بار سوم پریودی میشه داروها رو دوباره شروع کرد .منم از عجلم دقیقا فقط همین مدت رو صبر دادم
نوش جانت عزیزم.کار خوبی کردی .منم بعد از انتقال 1 هفته خونه خودم بودم یا شوهری غذا میپخت یا مامانم برامون میاورد .شوهرم دیگه برا خودش اشپزی شد خخخخ. راستی اصلا هم خم و راست نشو
فرنگی باشه بهتره.میتونی شبا مایعات کمتر بخوری که زیاد نری دستشویی. بهتره صبح مثانت نیمه پر باشه که اگر گفتن پر مشکلی پیش نیاد. جالبه که بیمارستان هیچی در مورد روز انتقال بهتون نگفته اخه معمولا باید همه چیو توضیح بدن
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792