سلام
بچه ها نمیخواستم فعلا بگم ناراحت شین البته هنوز معلوم نیست ناراحتی داره یا نه!!!
من ماه پیش قرار بود برم عکس رنگی و این ماه اقدام کنم... ولی به خاطر عموی شوهرم که حالش خوب نبود گفتم وقتو از دست ندم همون ماه اقدام میکنم
از 2 ماه قبلش شروع کرده بودم هم خودم هم شوهرم به مکمل خوردن خیلییییییی رعایت میکردم هم غذایی هم مکملی
واقعا به جفتمون رسیدم
رفتم دکتر همون داروهای پارسالو داد گفت برو روز 10 بیا واسه سونو
روز 10 رفتم سونو دیدم دکتر با تعجب نگام میکنه گفت 17 تا فولیکول داری اینقدر مکمل خورده بودم تخمدانام عالی کار میکرد خیلییییی خوب بود
آخرش میگم چیا خوردیم
گفت من با این وضع نمیتونم بزارم طبیعی باردار بشی میترکی یهو
حیف هم هست این همه این ماه هدر بره یا تبدیل به کیست بشه
بیا جنین فریز کن
آقا ما یهو افتادیم در راه میکرو
گفت پس فردا بیا بیمارستان بهمن واسه پانکچر
خوب من اصلا نمیترسیدم چون اونایی که اومده بودن اونجا 2 ماه دارو خورده بودن نصف منم تخمک نداشتن
رفتم تو اتاق کلیی با بچه ها نشستیم صحبت کردیم که صدام کردن در حد 5 دقیقه بود فکر کنم بیهوشی
بیهوشی که نبود یه خواب عمیق بود
از اتاق که اومدیم بیرون به هوش بودم به همه حرف میزدم دکتر میگفت بخواب مگه تورو بیهوش نکردن
خلاصه یه کم سرم زدن و گفتن هایپر هم نشدی 10 تا تخمک دادی من گفتم دکتر مگه نگفتی 17 تا بود!!
گفت ما تو سونو فولیکول رو میبینم نمیدونیم که توش پوچ هست یا نه ولی واسه تو 10 تا تخمک بود
اومدم خونه و خودمو بستم به گرمی و روغن مالی و بستن شکمم
5 روز بعدش گفتن بیا واسه انتقال
رفتم گفتن از 10 تا 9 تاش جنین شده(یعنی شوهر بدبختمو ترکونده بودم اینقدر بهش رسیده بودم)
واسه انتقالم خوابیدم مثل معاینه 30 ثانیه هم نشد گفتن بیا رو این تخت بخواب . یعنی اصلا نفهمیدم.
دکتر کلی واسم صلوات فرستاد و دعا خوند
1 ساعت خوابیدم بعد گفتن به سلامت
واقعاااااااااا راحت بود یعنی همش به خودم میگفتم من چه اشتباهی کردم تا الان نیومده بودم البته من کلا با این داستان مشکلی نداشتم آخرم که توفیق اجباری نصیبم شد
اومدمو دکتر واسه 14 روز و 16 روز بعد واسم آز نوشت
وااااااای خدا این دوهفته مگه میگذشت!!!
راستی 3 تا جنین واسم انتقال دادن بلاست بود یعنی جنین 5 روزه
بی بی چک از روز 4 میزدم!! همه میگفتن خلی
ولی من میدیدم که خط مینداخت
خلاصه روز 12 رفتم آز بتا شد 355
از خوشحالی در پوست خودم نمیگنجیدم
روز 14 رفتم بتا شد345
بازم خدا نخواسته بود.... من همه تلاشمو کرده بودم. واقعا نمیدونستم دیگه باید چیکار کنم
2 روز مثل مرده متحرک شده بودم شاید تو اون 2 روز 2 ساعتم نخوابیده بودم!