آینه ای در برابر آینه ات میگذارم یغمای بهار شوره زار زخم پاییز زمستان داغ
😁وای چطوری اسم رمان ها یادت میمونه
من همین هفته پیش 3_4تا خوندم یکیش هم اسمش نمیدونم فقط خوندم
من یه بلغمی شیرازی خستم 😩ک شاید حوصلم نشه لایک کنم 😩 ..............وزن اولیه81.200 👀وزن هدف 58 😎اولین هدف 75 🔒دومین هدف 68 🔒سومین هدف 63 🔒چهارمین هدف 60 🔒پنجمین هدف🔒 58
اینا که عالیننن مگه میشه یه رمان خون حرفه ای اینارو نخونده باشه
الان که عروسی کردم ولی مجردی ودوران عقد دقیقا تو دو روز یه رمان تموم میکردم وبدون مکث بعدی رو شروع میکردم
دلم بهانه دارد! تو میدانی بهانه چیست؟ بهانه همان است که چمدان خالی را میگذاری کنار در تا بترسد، روسرت ات را شل میبندی تا اشاره کند "بکش جلو آن بی صاحب را " بی آنکه چتر بر سرت بگیری به باران میروی تا چتر نگاهش را روی سرت که نه روی دلت نگه دارد... خلاصه برای ما فقیر فقرا که به داشتن یک کف دست مهر و محبت محتاحیم ، بهانه همان است که دلت پرواز بخواهد اما کلی هزینه بابت قفس داده باشی...
کسی یه رمان عاشقانه سراغ داره که هم قلم خوبی داشته باشه هم خیلی غمگین نباشه هم یکمم هیجان داشته باشه ...
عابر بی سایه ....ببین قلمش فوق العادس من اصلا ادم حساسی نیستم امت بااین رمان اینقد قلمش گیرا بو سه بار گیر کردم فوق العاده عاشقانه و فوق العاده هیجان انگیزه پایانشم خوشه
او خواست مرا دفن کند.....دریغ از آنکه من بذر بودم....