2777
2789
عنوان

دلتنگی عجیب

360 بازدید | 24 پست

من سه ساله دانشگاهم تموم شده،،، جدیدا همششششش خواب همکلاسیامو می بینم خواب دانشگاه رو،گوشیشمم چند ماه پیش فلش خورد کل مخاطبام رفت،شماره هیچکدومو ندارممممم،،،،صبح ک بیدار میشم با یه حس غربت بیدار میشم انگار اصلا مال اینجا نیستم،دلتنگم خیلی زیاد برای همه روزای قشنگ و تلخی ک اونجا داشتم،،،، نمیدونم میتونید بفهمید حالمو،،،،وای خدا خیلی دوسشون دارم

...

خواهرزاده‌م امسال تیزهوشان قبول شد 😍🥳

امسال کلاس‌های تام‌لند رو می‌رفت و من هر بار می‌رفتم خونه خواهرم، می‌دیدم اونم یه گوشه نشسته داره با بچه کلاس می‌بینه 😂

البته فکر کنم خواهرم از خودِ خواهرزاده‌م بیشتر طرفدار استاد طاری شده! انقدر هم از استادا برام تعریف می‌کردن که آخرش منم اسم چندتاشون رو حفظ شدم 😅

یه چیز طبیعیه من هم همین طور بودم خواب همکلاسی و امتحان و معلم و این چیزا را می دیدم 

در رفتن جان از بدن گویند هر نوعی سخن                   من خود به چشم خویشتن دیدم که جانم می رود

بنظرم تو گذشته زندگی کردن باعث میشه حال از دست بدی. میتونی تو اینستا اسمشون سرچ کنی و حال و احوال کنی.

روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم باچشمهایی درشت که همه ی دنیا را زیبا میبیند عاشقانه زندگی میکند، تنفر برایش بی معناست، مهربانی را یادش میدهم، اعتماد راهم...یادش میدهم همه دنیایش را با مادرش قسمت کند، حتی خطاهایش را،آن وقت هیچ وقت تنها نمی ماند ...نمیگویم دخترم بترس ازمردها می گویم بترس ازگرگها، مردهاکه گرگ نیستند، پدرت فرشته ای است که روزی خدا او را فرستاد و روح تنهای مرا لمس کرد و نگذاشت ، تنهابمانم....روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم اما بسیار قوی تر، بسیار بخشنده تر، بسیار مهربان تر و بسیار صبور تر...

من با هیچکدومشون صمیمی نبودم فقط در حد سلام و عیلک 

با همشون قطع رابطم 

تاپیک هر روز: روی اینجا کلیک کنید و خداوند سر آفرید که روی گردن باشد نه در باسـن دیگران ... نمیدونستید بدونید گلم   
بنظرم تو گذشته زندگی کردن باعث میشه حال از دست بدی. میتونی تو اینستا اسمشون سرچ کنی و حال و احوال کن ...

اتفاقا زدم اسمشون خیلی اسم میاره ک هیچکدوم نیستن

...
اتفاقا زدم اسمشون خیلی اسم میاره ک هیچکدوم نیستن

خب تلاشت کردی. دانشگاهم ی دورانی بود گذشت. همیشه سعی کن تو الانت زندگی کنی شاید ۳ سال دیگه حسرت امروز بخوری.

روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم باچشمهایی درشت که همه ی دنیا را زیبا میبیند عاشقانه زندگی میکند، تنفر برایش بی معناست، مهربانی را یادش میدهم، اعتماد راهم...یادش میدهم همه دنیایش را با مادرش قسمت کند، حتی خطاهایش را،آن وقت هیچ وقت تنها نمی ماند ...نمیگویم دخترم بترس ازمردها می گویم بترس ازگرگها، مردهاکه گرگ نیستند، پدرت فرشته ای است که روزی خدا او را فرستاد و روح تنهای مرا لمس کرد و نگذاشت ، تنهابمانم....روزی دختری خواهم داشت شبیه خودم اما بسیار قوی تر، بسیار بخشنده تر، بسیار مهربان تر و بسیار صبور تر...
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108