از وقتی که این داماد اومد تو خانواده ما، چون فرهنگشون خیلی به ما شبیه نیست
محیط خونه ما کاملا خاله زنکی شد
مدام غیبت ،مدام تهمت
منم خیییلی اذیت میشم به دو دلیل
اولیش اینکه خواهرمو خیلی دوست دارم
و دوست ندارم که ببینم چطور پشت سر خودش و شوهرش و خانواده شوهرش حرف میزنن
و دومی اینکه وقتی خودمم ازدواج کنم ، خانواده ای ندارم که پشتوانه م باشن
ی بردار دارم که ۱۹سالشه
اون تازگیا از همه بدتر شده
تهمت میزنه
فحش میده (به خاطر اینکه خییییلی تعصبی و البته بی عقله) مثلا به هیچ روانشناس و دکتری اعتقاد نداره
زنا رو آدم نمیدونه ، هر چی از بی شعوریاش بگم کم گفتم
مثلا خیلی یهویی از مادرم عصبی میشه بهش میگه
پ د ر س گ
مادرمم دو دقیقه ی بعد یادش میره