سلام نمیدونم از کجا شروع کنم بگم
پدری که از بچگی برام پدری نکرد و الان نزدیک۲۸سالمه
یا اعتیادش ک الان هرچقدرم خوب شده ولی میبنمش حالم بد میشه چون ن پشتوانه اس ن سرکار میره از ۷سالگی من نه تاالان ی ادامس برام خریده تک بچم دخترم خجالت میکشم بخاطر حرکاتش و قیافش یا حرف زدنش باش برم جاییم خیلی داغون نیست ولی هرکس ببینش متوجه گذشتش میشه همه اینا ب کنار تو خونه دارم عذاب میکشم خیلی تلاش کردم ی سری چیزا رو براخودم درست کردم واقعا باشرایط زندگیمون الان اصلا دلم نمیخواد خانواده پسری وارد خانوادم کنم ک ازدواجم کنم فردا خجالت و استرس اونور تاخودم ب ی سری چیزا نرسم و تغییر نکنم نمیتونم الانم ی بدهی ۱میلیارد و ۳۰۰ای دارم بدهی ی روزه نیست چیزی ک طی چندسال من دارم زندگی میکنم پول کسی بوده پیشم باهاش وام بگیرم از پول استفاده کرد امتیاز وامم هست ضامن نیست رتبه اعتباری داشته باشه تاییدم کنه یعنی چندروز از جام نمیتونم پاشم از افسردگی بابامم میبینم بدتر عصبی میشم ب حمام کردنم راه رفتنم همه چیمون گیر میده همش خوابه تاشب یعنی اسیر شدیم بامامانم امکان جداییم نیست قبلا امتحان کردیم نشد خیلی دردسرا کشیدیم
اینو بدونید نه من اشتباهی کردم ن راهی هست ک امتحان نکرده باشیم نیاز ب انگیزه و حمایتتون دارم و راه حل باهام حرف بزنین حالم خیلی بده