مرا جوجه خطابم میکند
با نوازش های عشقش، پیچ و تابم میکند
دلبری دارم، که گرچه فاصله ست ما بین ما؛
از همان فرسنگها، چشمش خرابم میکند
من اگر قهر کنم، او باز میخواهد مرا؛
یک ببخشید می فرستد، فتح بابم میکند
گاه از روی مزاح فحشی حواله میکند
بعد با یک جوجه جان، رفع عطابم میکند
گویمش ای بی مروت، این چه طرز عاشقیست؟
با همان خنده مرا راهی سرابم میکند
گاه میگویم، عمرم ، جان من ، آرام باش
با دو چشمش باز از نو انتخابم میکند..