2777
2789
عنوان

داستان زندگیم

| مشاهده متن کامل بحث + 701 بازدید | 35 پست

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

بهش پیام دادم

وگفت منم دوست دارم

خیلی خوشحال بودم با اینکه میدونستم اشتباهه انگار دنیا رو بهم داده بودن

یه ماه باهم حرف میزدیم

تا یه روز که رفتم خونه عمم وهمه ی فامیل جمع بودن

دیدم همه با نیشخند نگام میکنند

وتو گوش هم پچ پچ میکنند

نگو همه ی فامیل رو پر کرده بود

که من عاشقش شدم

و هر پیامی که بهش دادم بلند برا همه میخوند

و میخندیدم بهم

با عذاب فراوان گذشت اون یه سال

و کلا قطع ارتباط کردیم

بماند که من نابود شدم

اما سال کنکورم بود

و یه پسر بود که همسایمون بود توراه مدرسه میدیدمش

و همیشه میومد دنبالم

منم ازش خوشم اومده بود

ولی فکرم رو درسم بود و نیمخواستم درگیرش بشم

هرچی التماس کردم

که مامان هیچی بینمون نبود فقط ازش خوشم میومد

و فلان

گوش نکرد رفت گذاشت کف دست بابام

بابامم دیگه به خونم تشنه بود

گفت اولین خواستگاری که بیاد

ردت میکنم بری

تو خونه حبسم میکرد

جوری با هام رفتار میکردن

که روی داداش کوچیکه بهم باز شده

بود بهم فحش های رکیک میداد

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2846
2834
2835
2108