2777
2789
عنوان

برادرشوهر

| مشاهده متن کامل بحث + 521 بازدید | 22 پست

هی خواهر مادر شوهره من توماه پنجم نمیدونم چی ریخت تو غذام فشارم تا 17رفت بالا رسما خون بالا آوردم داشت منو بچمو میکشت

جای من باشی.چه میکنی؟ اگه میشد به بچم یاد میدادم.بجای مامانبطرگ بهش بگه  زنیکه میمون

میشه برای سلامتی پدر و مادرم یه صلواتبفرستین؟

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

من عمع هام این شرایطو داشتن!مامانمو خیلی عذاب داده بودن.ماام چون شهرستان بودیم وقتی میومدیم تهران خونه مامبزرگم واقن تشنهی محبتشون بودیم و دوریشون خیلی حریصمون میکرد که بهشون بچسبیمو همیشه موقع خدافظی گریمون به راه بود....با اینکه اونا خیلی بهمون روی خوش نشون نمیدادن.(بابابزرگم نوه های پسریشو خیلی دوسداشت و عمع ها و مامانبزرگمم حرص میخوردنو تلافیشو سرمون درمیاوردن).خلاصه ک تو بد شرایطی بودیمو بااینکه بی محبتی ازشون میدیدیم بازم شدیدددداا دوسشون داشتیم.ولی خب الان ک بزرگ شدیم انگار تازه فهمیدیم باهامون چ رفتاری شده....هممون کاملا سرد باهاشون رفتار میکنیم...حالا اونا افتادن دمباله ما.بچه ی تو ام بزرگ شه خودش پی میبره به اینچیزا...بنظرم الان فقط اجازه نده بهش ازنظره روحی اسیب بزنن و مراقبت کن ازش

ایشون داره و نمیده؟یا کلا بی اهمیته؟

نه وضعش خیلی خوبه..پدرشوهرمم کارخونه داره ..برادر شوهرمم تو کاره اسباب بازی و۳چرخه هست..حتی مادرشوهرم گفته بود من ازطرفه شماهم النگو میخرم گفته بود نه من خودم یه چیزی خریدم و همه کادوهاشونو دادن اینا هیچی ندادن!!!اصلا نمیدونم چرا..خودش و زنش حسودم هستن البته..ازاولم همیشه یه کارایی میکردن بین منو شوهرم دعوابشه

❤برای سلامت تو دلمیم یه صلوات میفرستی؟❤
نه وضعش خیلی خوبه..پدرشوهرمم کارخونه داره ..برادر شوهرمم تو کاره اسباب بازی و۳چرخه هست..حتی مادرشوهر ...

مهم نباشه عزیزم با این کارا ارزش خودشو میاره پایین ن بچه شما😘

ما منتظر صبح شب یلدائیم؛آماده برای فرج فرداییم،فردا ک عزیز فاطمه می آید با"خامنه ای"ب کربلا می آییم...
بزرگ شدین مامانتون بهتون گفت یا خودتون فهمیدین


بچه ا م ک بودیم میفهمیدیم اکثرا با قلب شکسته برمیشتیم خونه.واسه همین میگم مراقب بچت باش از نظر روحی بهش اسیب نزنن...

مامانم خیلی سعی میکرد چیزی نگه ولی خب گاهی خاطراتی میگه که هممون شاخ درمیارید از حجم شعور و درک خانواده ی بابام.خودمونم الان درک بیشتری داریم و میبینیم کاراشونو و زده میشیم ازشون

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
پربازدیدترین تاپیک های امروز
2108