سلام دوستان میشه لطفا یکم راهنماییم کنید
من هفت ماهه عقد کردم سه ماهه قهریم و اختلاف داریم
شوهرم خیلی مرد خوب و مهربون و دست به خرجی هست
اما متاسفانه چون از طرف پدر و مادرش حمایت میشه و تک فرزندم هست زیادی لوسه و زیادی به حرف مادرش گوش میده
پدر شوهرمم هم خیلی مرد محترمی هست من و شوهرم هیچ مشکلی با هم نداشتیم تنها مشکل ما مادرشوهرمه که از اول هم مخالف ازدواج ما بود و مدام تو زندگی ما دخالت میکرد آخر هفته ها خیر سرم بخاطر اینکه شوهرم ناراحت نشه و نگه نمیای خونمون میرفتم به مادر و پدرش سرمیزدم اما مادرش با تمام وقاحت میشینه جلوم و عیب و ایرادای چهرم رو به رخم میکشه من تو این هفت ماه هیچ توهین و بی احترامی بهشون نکردم فقط یک کلام بهش گفتم من مشکلاتی داشتم تو هم داشتی ما با وجود این مشکلات عاشق هم شدیم و با هم ازدواج کردیم لطفا به مادرت تذکر بده اینجوری با من رفتار نکنه و بین من و مادر و پدر مرز بندی بزار الان سه ماهه هیچ سراغی از من نمیگیره و با من قطع ارتباط کرده
من بخاطر این رفتارش و بی تفاوتی هاش رفتم مهریم رو گذاشتم اجرا ولی در کنارش دادخواست الزام به تشکیل زندگی مشترک و تهیه مسکن مستقل و متناسب با شان زوجه هم دادم
اظهار نامه آمادگی شروع زندگی مشترک هم براش فرستادم
من همسرم دوست دارم ما هیچ مشکلی نداشتیم تنها مشکل ما مادرشه من نمیخوام ازش جدا شم
ولی از طرفی هم میترسم اگر نخواد برگرده بخواد این بلاتکلیفی رو ادامه بده و سالیان سال اذیتم کنه
بنظر شما من باید چیکار کنم؟
بنظرتون با همین اظهار نامه و دادخواست الزام به شروع زندگی مشترک که فرستادم میتونم اگر خواست اذیتم کنه طلاق بگیرم ازش ؟
اگر دادگاه محکومش کرد به اینکه دادخواست تهیه مسکن و شروع زندگی مشترک رو انجام بده و انجام نده قانون چه دستوری میده ؟
لطفا راهنماییم کنید
ممنون