حدانکنه قشنگم دشمنات بمیرن
چی بگم
همش میگم نکنه دختر بود
آنای قشنگم
براش داشتم اسم انتخاب میکردم
دیروز بهتر بودما
امروز دیگه داره بهم فشار میاره همش توی ذهنمه 🥲
همش یادم میره تو شکمم نیست
میدونی ازچی میسوزم
یجوری توی ناامیدی بهم داد یقین داشتم مال خودمه
به همه از مهربونی اقا امام رضا میگفتم
اخه رفتم پابوسش ازش بچه خواستم اومدم خونه باردار بودم
میگفتم اقا ضامنم شده این دیگه هرچیم بشه چیزیش نمیشه
اما همونجور ک اروم اومد ارومم رفت
راستش دیگه تحمل نداشتم این بچه سومیه که میره پیش خدا