2777
2789
عنوان

خواستگاری

96 بازدید | 18 پست

سلام خوبید بیایید نیاز دارم ب نظراتتون😕😕

من ۲۱سالمه بخاطر ازدواج فامیلی پدرمادرم من پای راستم مادرزادی پنجه و انگشتهارو نداره هیچکسم اینجوری نیست توی خانوادمون فقط من

یه خواستگار دارم۳۰سالشه کسی منو معرفی کرده بهش ولی کسی ک معرفی کرده نمیدونسته من این مشکل رو دارم هفتهی بعد قراره بیاد همدیگه رو ببینیم میخوام خودم بهش بگم مشکلم رو اما میترسم قبول نکنه دیوونه شدم از بس فکرکردم ب این موضوع



نیاز نیست جلسه اول بگی

بذار یکم بره جلو ببین اصلا تفاهم دارید یا نه. بعد چند جلسه بگو بهش

ذهن هاي بزرگ درباره ي ايده ها صحبت مي کنند، ذهن هاي متوسط درباره ي رويداد ها حرف مي زنند و ذهن هاي کوچک درباره ي ديگران! هرکه را صبح شهادت نیست، شام مرگ هست ، بی شهادت ، مرگ با خسران چه فرقي می‌کند.. هم غزه هم لبنان جانم فدای ایران جانم فدای اسلام جانم فدای قرآن  حزب الله پیروز است اسرائیل نابود است

به هر حال باید بگید


فرشته ۳ ساله آرام بخواب تا جهل این مردم یزید پرست رو نبینی که به آدمی دل بستن که خیال میکنن دلسوز ماست آرام بخواب و مطمئن باش که اون شاهزاده یزیدی هیچ وقت پاش به ایران نمیرسه و در اون نجاست خونه خودش به هلاکت میرسه

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

ببخشید اینو میگم امکان داره قبول نکنه مردا خیلی کم پیش میاد قبول کنن کاش مشکلت رو میگفتی

گفتم اگر جلو جلو و ندیده بگم طرف فکرمیکنه خب من خیلی مشکل بزرگی دارم الان درصورتی ک من نه تو راه رفتن مشکلی دارم ن هیچ چیز دیگه

من بودم اول میذاشتم یکم آشنایی پیش بیاد یکم خوبی هامو ببینهبعد راجب نقص هام تصمیم بگیره

من میگم نقص شاید واژه درستی نباشه ببخشید

نمیدونم چجوری بگمش ولی خب فکر نمیکنم خیلی موضوع خاصی باشه تا جایی ک واسه خودت مشکلی درست نکرده. مثلا تو راه رفتن و اینا

به نظرم همون جلسه ی اول بعد تموم شدن حرفها بگو

اول جلسه نگو.به نظرم ذهنش درگیر میشه نمیتونه بقیه ی حرفات رو درست متوجه بشه

به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم می گذردآنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند..لحظه ها عریانند.به تن لحظه خود، جامه اندوه مـپوشان هرگز…!!زندگی ذره کاهیست که کوهش کردیم زندگی نام نکویی ست که خارش کردیم
یک روانشناس می گفت تو جلسه اول نگید بگذارید جلسات بعدی

آره منم شنیدم اما چون خودم تجربه دارم به نظرم اشتباهه

با آقایی که داشتم آشنا میشدم بعد کلی رفت و آمد گفت بدنش سوخته.یه حس فریب خوردن داشتم

حس کردم میخواسته اول تحت تاثیر قرارم بده و وابستگی ایجاد کنه.

به حباب نگران لب یک رود قسم و به کوتاهی آن لحظه شادی که گذشت غصه هم می گذردآنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند..لحظه ها عریانند.به تن لحظه خود، جامه اندوه مـپوشان هرگز…!!زندگی ذره کاهیست که کوهش کردیم زندگی نام نکویی ست که خارش کردیم
ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2844
2843
2834
2835
2108