مغز ما، در هر لحظه در حال اسکن محیط اطرافش هست ، نه تنها مختصات برداری، عمق و ارتفاع و طول و عرض، بلکه رنگها،. صدا ها و حتی بوهای اطراف خودش رو آنالیز میکنه و در حافظه ثبت میکنه
به این شکل که اگر الان چشمهات رو ببندی هم باز میتونی با چشم بسته از اتاق بیای بیرون و وارد هال بشی یا بری آشپزخونه یا بری سرویس
یعنی مغرت بدون اینکه تو بدونی اندازه ها و فاصله ها همرو حفظه
یا صداهایی که سالهاست باهاش توی خونه از خواب پا میشی صدای پرنده صدای ماشینها یا اگر خونه ت کنار ریل باشه صدای ریل قطار
بوی خونه و....
همه اینها در دنیای مطلوب شما ثبت شده، دنیای مطلوب صفحات ذهنی هستن که ما چیزهای عزیزمون توش ثبت میشه
حالا وقتی جایی مهمونی میرید حتی اگر خیلی هم خوش بگذره خیلی هم مرفه باشه خیلی هم جای زیبایی باشه ولی بازم چون مغز با اون محیط آشنا نیست نیاز به هوشیاری کامل داره و تا اون محیط رو آنالیز کنه همه جوره شاید چندین روز زمان ببره
برای همین میگیم جام که عوض شد خوابم نمیبره
یا وقتی بر میگردیم خونه میگیم هیچ جا خونه خود آدم نمیشه
چون مغز ما یک حس اعتماد و امنیت به محیط خودمون داره