من 22 سالمه به اجبار پدرم ازدواج کردم شوهرم معتاده و دست بزن هم داره با اینکه باردارم با مادرشوهرم زندگی میکنم میشه راهنمایی کنین برای مراقبت بیشتر چکار کنم
چی بگم والا ولی خب چون از اول دختر خواهرشو زیر سر داشت برا پسرش از من کینه داره
ن ک پسرش مهندس بوده خوبه معتاد ه بخدا خندم گرفت اخه
کجا باید برم یه دنیا خاطرت تورو یادم نیاره...کجابایدبرم که یک شب فکر تو منوراحت بزاره...چه کردم باخودم ک مرگ وزندگی برام فرقی نداره...محاله مثل من توی این حال بد کسی طاقت بیاره...کجابایدبرم ک تو هرثانیه ام تورو اونجا نبینم...کجا بایدبرم ک بازم تا ابد ب پای تو نشینم...قراره بعدتو چه روزایی رو من توتنهایی ببینم...دیگه هرجا برم چ فرقی میکنه از عشق تو همینم...