بچه ها فکت و تئوری و داستان کوتاه میذارم ادامه ی تاپیک قبلم دوس داشتین خودتونم بذارین یا خاطره تعریف کنین🫶🏻
چون نمیشه عکس گذاشت و سخته کپی میکنم میذارم
حرفای ترسناکی ک بچه ها ب والدینشون زدن:
من یبار خواهر زاده م رو برده بودم حموم داشتم سرشو میشستم یهو بهم گفت: خاله خیس نشی، مواظب باش! گفتم نه من که زیر آب نمیام گفت تو نه ولی اون میخواد تورو خیس کنه گفتم کی؟! یهو اشاره کرد گفت همونی که بالاسرته!!
دخترم حدود ۵ سالش بود که بهم گفت: تو بهترین مامانی هستی که داشتم.
بهش خندیدم و گفتم: البته تنها مامانی که داشتی، چپ چپ نگام کرد و گفت نه تو سومیشی. ولی من تورو بیشتر از همشون دوست دارم
پسر ۳ ساله م موقع نقاشی کشیدن شروع کرد به خوندن به آهنگ آروم دقت که کردم متوجه شدم که آهنگش ریتم داره و خیلی درسته ازش پرسیدم اینو از کجا یاد گرفتی؟ گفت اون خانمه که تو اتاقمه بهم یاد داد
کپیه همش هیچکدوم از خودم نیس🫶🏻