غصه نخور من تجربه اشو داشتم
شاید اگه عادی جدا میشدیم خیلی سوگواری میکردم براش و یاد خاطرات خوشمون و کاراش و ... کمرمو خم میکرد اخه نمیدونی چیزی برام کم نمیزاش توجه و بیرون و تفریح و همههه چی
ولی وقتی سمی بازی درآورد و بعد چند روز سروکله اش پیدا شد حال تهوع میگرفتم حتی از اسمشم رو گوشیم
پسر بی ذات و حروم لقمه دستتم عسل کنی بزاری دهنش تخم مرغ ابپز یکی دیگه هوس میکنه
پسر بدردنخور حتی ی لحظه هم براش ناراحتی کنی حرومههه