عزیزم راستش از حرفات بیشتر از هر چیزی حس خستگی و فشار میگیرم
انگار مدتهاست داری بیشتر از چیزی که باید برای این رابطه انرژی میذاری و در عوضش اون اطمینانی که لازم داری رو نمیگیری.
در مورد همسرت حس میکنم مشکل اصلی فقط خود دوست داشتن نیست بیشتر تفاوت رفتارش و اینکه از خانواده اش تاثیر میگیره برای همین خیلی وقتها احساس میکنی حرف و خواستهی تو جدی گرفته نمیشه. برای همین مدام بین بمونم و درست میشه و دیگه خسته شدم گیر کردی.
دقیقا خودمم تو همین وضعیتم در رابطه با شوهرم
ولی یه چیز درباره درس و کار حس نمیکنم این دوره رو نصفه رها کنی. اتفاقا حس میکنم درست رو تمومش میکنی و بعدش هم یه فرصت کاری برات باز میشه
شاید دقیقا همون کاری نباشه که الان تصور کردی ولی شروعش باعث میشه اعتماد به نفست خیلی بیشتر بشه.
فقط حس میکنم الان ذهنت انقدر درگیر رابطه شده که حتی آیندهی خودت رو هم تاریکتر از چیزی که واقعا هست میبینی. فعلاً روی درست و مستقل شدنت تمرکز کن
خلاصه ناامید نشو گلم
زمین هم خوردی باز پاشو
ببخشیذ بذ تایپ میکنم چون تند تند میشه