ظهر اومد انقد منو ميديد اخم ميكرد من هميشه ازش ميترسيدم گفتم با من چيكار كردي گفت باباتو كشتم گفتم ببين مساله واقعي پيش اومده غلط كردي با من اينكارو كردي تو كه منو نميخاي گفت چي يه بار ديگه بگو گفتم چرا اينكارو كردي
بچه ها باورتون نمیشه! برای بچم از «داستان من» با اسم و عکس خودش کتاب سفارش دادم، امروز رسید خیلی جذذذابه، شما هم برید ببینید، خوندن همه کتابها با اسم بچه خودتون مجانیه، کودکتون قهرمان داستان میشه، اینجا میتونید مجانی بخونید و سفارش بدید.
و گفت برو ز بزن باباي بي غيرتت داداشاي پپه ات گفتم اونا نميدونن وگرنه ميكشتنت خودمو نميشكوندم گفت بايد ز بزني الان يا نه بزار ميكشمت خودم ز ميزنم شروع كرد به زدن دقيقا يه ساعت زد خودش خسته شد لبم چاكيد سرم چاكيد دستم شكست و انداختم تو وان تو حمام اب يخ ريخت روم بازم زد ودست وپامو بست دهنمم بست