2777
2789
عنوان

داستان زندگیمو میگم شاید اشتباه منو کسی دیگه تکرا رنکنه

| مشاهده متن کامل بحث + 7689 بازدید | 140 پست

عزیزم در گام اول برو مشاوره 

در گام دوم سکوت بیشتر از این جایز نیست و به همسرتون بگید ادامه این زندگی فقط در صورتی امکان داره که ایشون هم بیاد مشاوره 

در گام سوم بعد از نتیجه نگرفتن از موارد بالا با پدرتون مشورت کنید 

برید با پدرتون تنها یه جایی و کاملا صحبت کنید و ازش کمک بخواهید و چاره کار پیدا کنید 

مطمین باشید پدرتون خیلی کمک خواهد کرد 


لابلای گل سرخ .. در میان کوچه سبز خیال .. شادیت حس قشنگیست .... که من میطلبم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

اینقدر تغییر ؟ عجیبه واقعا .

تازه شما خوبه سریع هول نشنیدی بله بگی .

درسته تو خرید و اینا کوتاه اومدی ولی بازم دلیل اینهمه گدا صفتی و بی اخلاقی و مهمتر از همه سردی تو تازه داماد نمیشه .

به نظر میاد مشکل روانی داشته باشه که از تو‌ و خونتون فراریه .


هرگاه خداوند تورا به لبه پرتگاه هدایت کرد به او اطمینان کن چون یا تورا از پشت خواهد گرفت یا پرواز کردن را به تو خواهد آموخت.

تا الان سکوت کردی و کنار اومدی از این به بعد فریاد بزن

از شکستات درس بگیر و قوی شو

خیلی جدی باهاش حرف بزن

بگو دقیقا مشکلت چیه که این طوری میکنی قبل ازدواج و نامزدی اینطوری بودی و کلی حرفای خوب میزدی

دقیقا اون عشقی که ازش حرف میزدی کجاس

مهربونیتم بزار کنار جدی جدی 


برین مشاوره با پدر مشورت کن درست نشد جدا شو خودتو راحت کن اگه واقعا دوست داشته باشه میفهمه و به خودش میاد

عشق به عمل کردنه وگرنه همه دوست دارم عاشقتم بلدن

She is everything I ever wanted.... 
‌ من چوب سادگیمو خوردم و فکر کردم عشق برای من و زندگیم بسه که حتی عشقم نبود و فقط دروغ بود....گاهی ا ...

داستان زندگیتو خوندم .داستان زندگی منم خیییلی شبیه زندگی توإ. ولی من تو دعواها بحث طلاقو اوردم یه روز که موقعیتش جور شد میخوام طلاق بگیرم شوهرم بدنیس نه دست بزن نه معتاده نه رفیق باز. فقط منو زندانی کرده و من ادم این زندگی نیستم. خیلی اذیت میشم ...

مشکل ماخانوما اینه که زود احساسی و وابسته میشیم اون وقته که دیگه عیبای طرف مقابلمون رو نمیبینیم وخیلی از مسائل که میتونه یه زنگ هشداری باشه نه تنها عیب نمیبینیم بلکه تونظرمون خیلی قشنگ ورمانتیک میاد

اینا رو اینجا  نوشتم بگم صبر خوبهه ولی نه زیادش...گذشت خوبه اما نه به قیمت  نادیده گ ...

واقعا چرا انقد کوتاه میای؟ از چی میترسی؟ از اینکه زندگیتو بهم بزنی و بعدش بدتر بشه؟ من میگم بدتر نمیشه به نظرم بهتر هم میشه .....من هم توی زندگیم مشکلات زیادی داشتم وقتی برای دومین بار میخواستم جدا بشم ترس همه وجودمو گرفته بود فکر میکردم دیگه هیچ کسی اسم منو نخواهد آورد فکر میکردم آبروم رفته و دیگه زندگیم تمومه اما بر ترسم غلبه کردم و مطمئن بودم که زندگی کردن با اون مرد جز بهم ریختن اعصاب و روانم و جز نابود کردن خودم نیست ترجیح دادم تا آخر عمرم تنها باشم اما با اون مرد زندگی نکنم و در نهایت تصمیم خودمو گرفتم و برای دومین بار جدا شدم اما حالا خوشحالم که اینکارو کردم....دوست داشتی ادامه زندگیمو بدونی پایین همین پست زندگینامه مو نوشتم بخون شاید بدردت خورد.

سلام خیلیی ناراحت شدم برات...خدا کمکت کنه ان شالله اگر فکر میکنی اخرین راحت طلاقه و خانوادت حمایتت میکنند به نظرم جدا شو حیف از جوونی ادم که بخواد با همچین ادمایی بگذره

واقعا چرا انقد کوتاه میای؟ از چی میترسی؟ از اینکه زندگیتو بهم بزنی و بعدش بدتر بشه؟ من میگم بدتر نمی ...

داستا نتون رو خوندم.. شما واقعا خانوم محکمی هستید.‌..  دعا کنید منم بتونم قوی باشم و درست تصمیم بگیرم...

شدیدا عاشقش هستم و خیلی زیاد درگیره محبتش....ولی به قول دوستان عشق فقط تو زبون نیست...عمله....میرم مشاوره درست نشد طلاق...امیدوارم خدا کمکم کنه از این منجلاب در بیام

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز