کاش قدرمو میدونست
چه جاهای که کار داشته من براش توی ماشین صبر کردم
چه جاهای هم پاش دویدم
چه جاهایی هواشو داشتم
چه قدر براش گریه کردم
گریه که میکنم حالت تهوع منو میگیره همون دو لقمه ای که خوردم هم بالا میارم
هیچ غذای به جونم نمیبنده
روز به روز دارم وزن کم میکنم روز به روز حالم بدتر میشه
به جای اینکه مثل تازه عروسا اب بره زیر پوستم
مثل یه شاخه گل دارم پژمرده میشم روز به روز
ادم خوبیه برادر خوبیه غریبه خوبیه پسر خوبیه ولیییییی شوهر خوبی نیست
داغ داره دلم داغ داره
امروز به گریم انداخت نفرینش کردم