راس میگی هفت ماهه از طلاقم گذشته دوران عقد طلاق گرفتم
هنوز خونوادم و خودم اعصابم خراب میشه
اسیب روحی دارم
آخه پسرش مخمو زد ازدواج خواست قبول کردم خر شدم باور کردم ازدواج کردم از مطلقه بودن از اینکه زن اولش همه چیشو برده بود گذشتم
بالاخره منم حقم بود مثل خودم مجرد برم بهترین مراسم و پاگشایی بدن
مهریه کم شد
همه چی
هیچی نمیخریدن آخرش هم میگفتن مواظب پسرم باش عروس قبلیم میتونه از دستت بگیره
به عروس قبلیم همه چی کردم
مدام تهدید
بعد پسرش شروع کرد به مقایسه با زنش
طلاق گرفتم آدم چندشش میاد از این آدما
خدا کمکت کنه دوست عزیز انشاالله همیشه لبت شاد باشه