هر دفعه می خواستم خودمو نجات بدم نهایت چنگ می زدم به یه چیز بی اساس بیرونی هی غرق میشدم اما دیگه نمی خوام می خوام شنا کنم با جریان زندگیه که خودم میسازم که فقط من بلدم بسازمش
تو هم دریای خودتو بساز واسه دریای کسی قایق نساز بعضی دریاها یهو بی هوا، بی دلیل مواج میشن خودشونم نمی دونن چه کار دارن میکنن ولی قایق تو رو می شکنن بعد آروم میشن ولی چه فایده که تو تموم شدی