2777
2789
عنوان

رابطه ❌❌❌

164 بازدید | 17 پست

سلام خانوما وقتتون بخیر

لطفاً نظرتون درمورد این فرد رو بگین


یه پسری 27 ساله ،که یکساله با دختری وارد رابطه شده با قصد ازدواج و به دختره میگه خیلی دوست دارم و عاشقتم و از اینجور حرفا


ولی توی این یکسال رابطه یه شارژ ده هزاری هم برای دختر خانم نگرفته



فقط هفت هشت بار رفتن کافه ، که دختره هم یبارشو حساب کرده



دختره برای تولدش 4 تومن خرج کرد و اونم برای تولد دختر خانم 5 تومن خرج کرد،



این پسر وضع مالیشون خیلی خیلی خیلی خوبه یعنی عالیه



ولی با این حال روزایی که دانشگاه و کلاس نداره 10 کیلومتر میره تا دانشگاه تا غذاشو بگیره بیاره خونه بخوره



یا مثلاً 13 تا سیمکارت داره میگه سیم کارتی میگیرم 60 هزار ولی بجاش 600 هزار تخفیف غذا میگیرم




یا مثلاً زمانی که با دختره میخواد بره کافه قبلش توی گوشی نگا منوی قیمت کافه میکنه ببینه قیمتها چطورن و کدوم ارزونتره


یا مثلاً برای تولد دختر گفته بود شمع داخل ماشینم روشن نکنیم ماشینم کثیف میشه دود داره


و این پسر از شرایط ازدواج کم نداره یعنی شرایطش اوکیه



بعد این دختر براش خواستگار اومده بهش گفته اونم گفته خواستگار رو هر جوری شده ردش کن


بعد الان یه مدتیه اومده دختره رو به مادرش معرفی کرده و مادرش گفته سر نیت گرفتم خوب در نیومده و بریم پیش اون فالگیر ( فالگیری که همیشه میرن پیشش) ببینیم چی میگه پسره هم گفته خب بخش زنگ بزنیم بپرسیم


مادرش از اوناست که سر نیت میگیره یا مثلاً میره پیش فالگیر از اینجور آدماست


این پسر با وجود ۲۷ سال سن با پدر و مادرش میره لباس میخره ،


اونسری پسره گفت مامانم کمر درد داره رفتم ناخن پاهاشو گرفتم و سوهان کشیدم و پاهاشو شستم و کف پاهاشو ماساژ دادم

حالا نظر شما در مورد چنین فردی چیه؟

اگه شما چنین فردی رو دوست داشته باشین حس وابستگی بهش داشته باشین ازش جدا میشدین؟

مادرش اینو به من نگفته به پسرش گفته دختره دماغش فلانه

و من به پسره گفتم مامانت چی گفته گفت گفته بانمکی گفتم دیگه چی گفته گفت نمیدونم درست بگم یا نه گفتم بگو گفت گفته دماغش خرابه باید درستش کنه ولی از مامانم ناراحت نشو تو باید به دل من باشی که هستی بعد برگشته میگه مامانم انتظار داره مثل زن رونالدو برام بگیره

این حرفاش یعنی چی ؟

حالا خانوما بنظرتون برای رد کردنش چی بهش بگم ؟دوست دارم بدونه باعث این رد کرده مادرشه یعنی دوست دارم بیوفته گردن خودشون چی بگم؟

آدم خسیس و بیخود

رد بشه محترمانه🖐️🙏

شب لحظه ای به سایه ی خود بنگر تا روح بی قرار مرا بینی...🤍 من با لبان سرد نسیم صبح سر می کنم ترانه برای تو من آن ستاره ام که درخشانم هرشب در آسمان شباب توقوانین من در سایت: ۱. در مقابل توهین معمولا سکوت می کنم 🤚😊۲. درخواست دوستی نمیپذیرم مگر با هماهنگی🤚☃️ ۳. لطفا لایک نکنید.🌛 ممنونم

نی‌نی سایتی‌های عزیز

دنبال یه جای مطمئن برای یاد گرفتن نکات بارداری، نگهداری نوزاد، تربیت کودک و بهبود رابطه با همسر هستی؟

توی کانال "بله" ما هر روز:

✅ نکات کاربردی مادر و کودک

✅ آموزش‌های تربیتی

✅ توصیه‌های روانشناسی خانواده

✅ ایده‌های رشد و بازی با کودک

✅ مطالب سلامت زنان و بارداری

و کلی مطلب جذاب دیگه منتشر می‌شه...

به جمع ما بپیوند و از این محتوای  کاربردی استفاده کن.  🌷

چرا هروز این تایپکو میزنییی

فرزندم،ازملالتهای این روزهای مادری ام برایت میگویم از این روزها که از صبح باید به دنبال پاهای کوچک و لرزان تو بدوم و دستت را بگیرم تا زمین نخوری. به کارهای روی زمین مانده ام نمیرسم این روزها که اتاقها را یکی یکی دنبال من می آیی، به پاهایم آویزان میشوی و آن قدر نق میزنی تا بغلت کنم، تا آرام شوی. این روزها فنجان چایم را که دیگر یخ کرده، از دسترست دور میکنم تا مبادا دستهای کنجکاوت آن را بشکند. با ناراحتی و ناامیدی سر برگرداندنت را میبینم که سوپت را نمیخوری و کلافه میشوم از اینکه غذایت را بیرون میریزی. هرروز صبح جارو میکشم، گردگیری میکنم، خانه را تمیز میکنم و شب با خانه ای منفجر شده و اعصابی خراب به خواب میروم. روزها میگذرد که یک فرصت برای خلوت و استراحت پیدا نمیکنم و باز هم به کارهای مانده ام نمیرسم.امشب یک دل سیر گریه کردم. امشب با همین فکر ها تو را در آعوش کشیدم و خدا را شکرکردم و به روزها وسالهای پیش رو فکر کردم و غصه مبهمی قلبم را فشرد...تو روزی آنقدر بزرگ خواهی شد که دیگر در آغوش من جا نمیشوی و آنقدر پاهایت قوت خواهد گرفت که قدم قدم از من دور میشوی و من مینشینم و نگاه میکنم و آه... روزگاری باید با خودم خلوت کنم و ساعتها را بشمارم تا تو از راه بیایی و من یک فنجان چای تازه دم برایت بیاورم و به حرفهایت با جان گوش بسپرم تا چای از دهن بیفتد. روزی میرسد که از این اتاق به آن اتاق بروم و خانه ای را که تو در آن نیستی تمیز کنم. و خانه ای که برق میزند و روزها تمیز میماند، بزرگ شدن تو را بیرحمانه به چشمم بیآورد. روزی خواهد رسید که تو بزرگ میشوی، شاید آن روز دیگر جیغ نزنی، بلند نخندی، همه چیز را به هم نریزی... شاید آن روز من دلم لک بزند برای امروز. روزی خواهد رسید که من حسرت امشبهایی را بخورم که چای نخورده و با سردرد و گردن درد و با فکر خانه به هم ریخته و سوپ و بازی و... به خواب میروم...شاید روزی آغوشم درد بگیرد، این روزهادارد از من یک مادر به شدت بغلی میسازد

فقط خسیسه مشکل دیگه ای نداره

خساست هم خیلی خیلی بده نمیشه تحمل کرد

یعنی در طول یکسال هیچ وقت گلی کادویی ؟؟؟؟

فقط 6 هفته و 6 روز به تولد باقی مونده !

1
5
10
15
20
25
30
35
40
برای همه آرزوی آرامش دارم  ....در قضاوت کردن احتیاط کنیدزمین به طرز عجیبی گرده تجربش میکنی خودت نه عزیزت دیدم که میگم .............من وفادارترین آدما رو دیدم که خیانت کردن.باهوش‌ترین آدما رو دیدم که فریب خوردن.صادق‌ترین آدما رو دیدم که دروغ گفتن. مهربون‌ترین آدما رو دیدم که دل شکستن. قوی‌ترین آدما رو دیدم که کم آوردن.بالغ‌ترین آدما رو دیدم که بچگانه رفتار کردن.و از همه‌ی این‌ها متوجه شدم هیچ بد و خوب مطلقی وجود نداره، همه ممکنه اشتباه کنن و هیچ چیز از هیچ کس بعید

فقط اون ده کیلومتر راهوک میره واسه ی غذااااا

گفتی وضع مالیش خوبه ولی این کارو انجام نیده

حس بدی گرفتم خسیسه

𓂃 ࣪ ִֶָ🦋་༘࿐ ⋆🪐⋆ با خودم در صلحم...با انتخابهام آرام و از مسیر لذت میبرم ⋆ ذهنی آرام و پر از آرامش... دنیای مرا زیبا میکند⋆ ୨୧ ← just me←𐙚𐙚 Aura

ادم نمیتونه ۱۳ تا سیم بگیره دیگه داری الکی میگی😂

کسی که تفکرش با تو متفاوت است، دشمن نیست، انسان دیگریست با دیدگاه دیگر، فقط همین...اگر فقط همین یک اصل را می پذیرفتیم، روابطمان بهتر می شد، آرامشی توام با احترام، به همین سادگی! مشکل ما افکار بسته است..!“بلند پرواز باش🕊 آسمان به کسی تعلق ندارد🌱”.

ارسال نظر شما

کاربر گرامی جهت ارسال پست شما ملزم به رعایت قوانین و مقررات نی‌نی‌سایت می‌باشید

2827

جدیدترین تاپیک های 2 روز گذشته

ایجاد سوابق

zxm | 14 ثانیه پیش
2791
2779
2792
پربازدیدترین تاپیک های امروز
داغ ترین های تاپیک های امروز