بهترین اتفاق زندگیم بود اونقدد خوشحال بودم که تا خونه گریه کردم از شادی بعدش خانوادمو دعوت کردم شام دادم. همه شاد بودن که اون کابوس تموم شد.
بعد زندگی جدیدی رو ساختم.
بعد با یه فرشته آشنا شدم که تمام کمبودای گذشته رو برام جبران کرد و تکیه گاهم شد.
خدا رو شکر
نکته: بچه هم داشتم گرفتنش ولی صبوری و مقاومت کردم بعد دو سال بچه بزرگ تر و داناتر شد خودش اومد پیش من و با همیم.