#روز ششم
دیشب گرسنه بودم ولی غذا نخوردم فکر کردن به این که باز قراره چربی بخورم حالمو بد میکرد که البته اشتباه کردم
من تو این 6روز خیلی تند جلو رفتم همین باعث شد روحیه م خیلی بهم بریزه صبح که بیدار شدم سردرد شدید و حال بد.... چون دیشب نتونستم بخوابم درست....ساعت 3خوابم برد تازه بازم حالت هوشیاری داشتم
به شدت روحیه م بد شده بود تصمیم گرفتم کارا رو بکنم و برم خونه مامانم....گفتم امروز برخلاف روزای دیگه میخوام زیاد غذا بخورم و کربوهیدرات بیشتر....چون واقعا احساس خطر کردم نزدیک بود که کلا بیخیال رژیم بشم
اینجور موقع ها باید از کف هرم بری بالاتر
صبح تخم مرغ آب پز و کره و سبزی خوردن و گوجه و زیتون
نهارم یه آبگوشت پر دنبه گذاشتم بدون نخود و نخودش رو جدا گذاشتم برای خانواده رفتم خونه مامانم
اونجا هم یه عالمه خیار خوردم😋 و خییییلی نوش بدنم شد
آخه از بس که حریص لاغر شدن بودم همش کف هرم بودم که زود برم تو فاز ...ولی واقعا آدم کم میاره اگه به شکمش کم محبتی کنه
رفتن خونه مادرم حالمو خیییییلی خوب کرد خدایاااا شکرت تمام پدر مادرا رو برامون حفظ کن🙏
عصر هم برگشتم ساعت 8 شب یه آبگوشت چرب ، دنبه هاشو له کردم تو آبش خوردم😋 و سبزی خوردن
خیلی خوب بود...لااقل تو رژیم موندم
امروزم گذشت الحمدلله
صبح وزن کردم که البته بعد از صبحانه کشیدم که اگه 300گرمی برای صبحانه کم کنم وزنم 86
خداروشکر🤲