سلام یه راهنمایی میخوام از خانمای که تجربه ی برخورد با رقیب عشقی داشتن،همسرم عاشق دختریه که بهش نرسیده،و هنوزم توی فکرشه،من با این مساله کنار اومدم،بعضی وقتا باورتون میشه مثل یه دوست میشینم و به خاطراتش درباره ی اون دختره حرف گوش میدم،ولی امشب توی گوشیش دیدم که به جاریم پیام داده و حاله اون دختره رو پرسیده و دربارهی اون باهم حرف زدن آخه دختره که الان اونم متاهله همسایه ی برادر شوهرمه،جاریه پست فطرت من هم تازگیا فهمیدم که برا شوهرم خبراز دختره میاره و میبره به نظرتون با این مساله چطور برخورد کنم؟؟؟؟
حرصم بیشتر از هم عروسمه خواستم بهش زنگ بزنم و بگم آخه بی شرف حرف اون دختره رو چرا میاری توزندگیم،ترسیدم بگه شوهرت خودش میگه برو خبربیار،که حتمآ هم همینطوره
مادر آینده جان شوهرمو دوس دارم،عاشقشم،قبلنا هر کار کردم که فراموشش کنه،هر سری بهم قول داده ولی هربار زیر حرفش زد،ای کاش میفهمیدین چه دردی دارم میکشم و هیچ راهی براش ندارم عاشق مردی هستم که میدونم دلش باهام نیست،
پس معلومه فراموشش نکرده چطور احساس امنیت کردی حامله شدی رو نمیدونم . چون ممکنه بخوان هردوشون طلاق بگ ...
تورو خدا نگوووو وقتی بخوام به این موضوع فکر کنم دیونه میشم،قبلنا که با شوهرم دعوام میشد توی دعواهاش میگفت که اگه دختره راه بیاد ولت میکنم میرم سراغ اون،اینقدر واضح گفت که الان با حرفت دوباره نابود شدم
باید بگم که شما زیادی سعی کردی خوب برخورد کنی و یه جورایی شاید خواستی روشن فکرانه برخورد کنی اما متوجه نبودی که کاری که کردی ضربه بزرگی به زندگی زناشویی شما میزنه ...مسیر اشتباهي رو رفتی متاسفانه و بدی این موضوع تو رابطه شما از بین رفته
اگه دلش بااونه هرکاری بکنی بیفایدست ،ببخشید ولی محکم وایسا یارومی روم یازنگی زنگ ،من راه تو راهفت سا ...
چرا تو به قول بچه ها برخورد جدی نکردی،باورت میشه من مطمئنم اگه دختره بهش پا بده همین الان منو ول میکنه میره سراغ اون،به قران امشب که پیاما هم عروسمو دیدم رو گوشی شوهرم،دیگه توان بحثو نداشتم به خدا دیگه بریدم
حالا که جاريت انقد در جریان این رابطه هست پس شما باهاش صحبت کن و بگو که دیگه این کارو نکنه بگو اگه من این کارو در حق تو میکردم و تو شرایط مشابه با من بودی نسبت به کار من چه احساسی داشتی مخفیانه باهاش صحبت کن...با همسرت هم جدا صحبت کن نمیدونم بچه دارید یا نه ولی بگو من الان همسرتم و اونم سر زندگيشع اگه میخوای به آرومی به زندگیمان ادامه بدیم که دست از این کارات بردار چون این آخرین فرصته که بهت میدم اگه هم منو نميتوني متعهد باشی که مهریه منو بده و برو به سلامت ...میدونم عاشقی ولی اگه اینجوری ادامه پیدا کنه و به این کارش ادامه بده همیشه در عذابی اما ازش جدا شی شاید با کس دیگه آشنا شی و خیلی بهتر باشه درضمن اون علاقه ای که الان بهش داری به مرور زمان ازبین ميره