من با یک آقا که کورد هستم نامزدم تازگی البته همین دیروز مراسم نامزدی بوده
نامزدم پیش خانواده اش زندگی میکنه يعني یک خونه بزرگ هست خانوادگی توش زندگی میکنن يعني برادرش و زن برادرش و خواهرش و.... کلا دور هم هستن من روز خواستگاری بهش گفته که برنامه ای برای جدا شدن از خانواده(خونه و...) دارید بعد ازدواج گفتن حالا بعد نامزدی و رسمی شدن با هم بهش فکر میکنیم من هم قبول کردم و نامزد کردیم بعد چند ماه مثلا چند بار خواستم سر صحبت رو باهاش باز کنم درباره خانه مستقلی و... که پیچوند الان استرس گرفتم چند ماه هست که با هم تقریبا هستیم و هر دفعه پشت گوش انداخته خواهر اش دوست صمیمی من هست من از طریق دوست صمیمی ام معرفی شدم به خانواده این آقا مثلا اون دفعه دوستم داشت تعریف میکرد برا نامزدی که برام نشون ٱورده بودم با چند تا طلای دیگه و.... زن برادرشون بهشون بر خورده بوده و با مادر نامزد ام دعواش شده بوده کلا نمیدونم از وقتی دیدمش رفتارش سرد هست حس دوستی خاله خرسه میده همسر برادرشون در صورتی که رفتار خانواده نامزدم بهتره ولی این خانم نه،،، میترسم و استرس دارم که نکنه کار به عقد بکشه بعد عقد بیاد بگه بیا کنار خانواده ام زندگی کن بنظرتون چیکار کنم از وقتی که باهاش هستم همین فکر رو میکنم مادرشوهر و.... هر چقدر هم خوب باشن باز آدم خونه خودش راحت تره زشت هم هست نامزدی رو بهم بزنم بخاطر این مسئله