.۲
تو این آشفتهبازار، تکلیف زن محجوب و متعهد چیه؟ زنی که اون هم نیازهای زنونه و میل به تحسین شدن داره، اما به عهد خودش با همسرش وفاداره و تن و زیباییاش رو حراج عمومی نمیکنه؟
تو جامعهای که به اسم «آزادی»، شهوترانی بصری رواج پیدا کنه، زنهای متعهد عملاً تو بنبست تنهایی و بیتوجهی ممکنه گیر بیفتن.
و لعنت به این تعریف از آزادی که زنها رو اسیر ارزشهای جسمی و جنسی میکنه و زنهای پاکدامن رو منزوی! لعنت به این آزادی شهوت! لعنت !
لعنت به ازادی ای که زنان رو اسیر و زندانی تن کامگی کرده. لعنت به این ازادی ای که زنان محجوب رو تو زندان تنهایی غمگین کرده.
بله زنان بدحجاب آزادن، چون اگه شوهرشون بهشون محل نده، شوهر مردمی هست که تو خیابون محلشون بده و زیبایی زنانهشون رو تحسین کنه و این میل زنانه رو ارضا.
اما زن محجوب چی؟ که در عین نیاز به توجه به ویژگی های زنانهش هیچ کسی رو جز همسرش برای تحسین نداره و حاضر به تن فروشی و جلب نگاه مرد دیگه ای هم نیست!!
واقعاً عده ای چه فکری کردن؟ فکر کردن زنان محجبه بلد نیستن این کارو کنند؛ که نمیکنند؟ تن نمایی هنر خاصیه که زنهای دیگه ندارن؟ یا فقط زن بی حجاب نوعی از زیبایی رو داره که اونا ندارن؟! یا فقط اونا زن اند و ویژگی های جسمی زنانه دارن!؟
نه عزیزم، هنر واقعی نفروختن تن و بدن به غیر نگاهی جز همسره! و الا اونها هم دوست دارن تو خیابون خوب بپوشن، خوب به خودشون برسن، دوست دارن بقیه مردا با نگاهشون تحسینشون کنند اما خویشتن داری میکنن، اون هم برای ارزش بالاتر، برای داشتن یک جامعهی مدنی سالم، پویا و امن. برای عدم تعرض جنسی، برای ارامش روان مردان، زنان، دختران، پسران! برای تعهدات طولانی مدت و عدم خیانت.
ادامه داره....
# حجاب