قشنگا چند وقته یکی رو دوست دارم بعد میخوام اینطوری بهش بگم بنظرتون خوبه اینکه دخترم🥺
ببین اینطوری بهش میگم. ببین ازت میخوام که خیلی حواست به سعید ( دوست مشترک. من و اون ) باشه خیلی گناه داره داره یه حسی رو تجربه میکنه که خیلی سخته ( عشق یکطرفه) میدونی هم به ملیکا(کسی که سعید عاشقه )حق میدم هم به سعید 🥺نسخه یک سال بزرگتر شده ملیکام فکر میکنه میتونه جلو این حسه مزخرفو بگیره منم فکر میکردم میتونم یسره اینطوری بودم که اول خودم زندگیم ایندم بعد شاید یه حسی باشه نخواستتم با گربه هام تنها میمونم چه بهتر بعد از قضا یفر اومد تو زندگیم بعد چند وقت دیدم دلم لرزید حالا منی که معتقد بودم کسی به دلم نمیشینه و نمینشت تو چند وقت دیدم یکی اومده تو دلمون نسشته با خودم گفتم نه بابا چه مرگته این حسو خفه کن تلاش کردم نشد دوری کن نشد توجه نکن بازم نشد خب یه راهی یکی بهم گفت اگه نبینیش از سرت میپره از بخت خوبم این جناب یه چند وقتی نبود خودمو جمع و جور کردم دوباره ریست شدم گفتم خب تموم شد بعد چند روز دیدم دارم فکر میکنم که عه دیدم نه با ندیدن تموم نمیشه بعد چند روز ایشون برگشتو اومد یه چیز عجیب شاید من هیچ وقت از ته دل زوق نمیزنم اصلا انگار نه انگار بعضی وقتا ادا در میارم که مثلا زوق شدم دل کسی نشکنه روزی که اومد زوق دادم از ته دلم زوق زدم خوشحال میخواستم بگم چطوری خوش اومدی دیدم نمیشه یه چیزی وجود داره مسخره به اسم غرور دیدم نبینمشم نمیپرع حسه گفتم بزار بد اخلاقی کنم شاید یه کاری بکنه ازش بدم بیاد متاسفانه شعورش خیلی بالاس ادامه دادم و ادامه دادم و نگفتم 🥺ولی سعید گفته گناه داره خیلی .........احتمالا اونم میپرسه کیه : میگم :نمیگم بهت چون دوستم نداره ای کاش دوستم داشت :شاید پرسید از کجا معلوم دوست ندارع:میگم:اگه دوستم داشت نمی رسید کیو دوست داری 🫠🫠🫠🫠💔💔💔💔💔