بنظرت برای همه جوابه؟
منم سکوت میکردم حرف میشنیدم نمیرفتم بهشون بگم چرا اینجوری میگین
اون عروس چیزیمیشد میگفت بهشون
اخرش میدونی چیشد؟
مادرشوهربرگشت به شوهرم گفت ازاون نترس ک های وهوی دارد....... ادامشو خودت بلدی دیگه
منظورش من بودم باعروسش
چون شوهرم گفت گیر میدین به زنم اینم هیچی نمیگه مثل اون عروست نیست
حالام قطع رابطه کردم خسته شدم از زخم زبوناش
اون عروسم هرروز پیششه