خوب شکر خدا فهمید
ببین ما جهاز خواهرشوهرم رو دادیم کامل
با اینکه پدر مادر داره سه تا چهار تا داداش داره بازم
چقدر سالها کمک و پول و ...دادیم
بعد چند روز پیش پسر خواهرشوهرم رو بردیم بیمارستان شهر ساعت یک نصفه شب تا شش صبح اونجا بودیم ۷ ۸ صبح رسیدیم باز روستا
به خدا قسم خواهرشوعرم زنگ نزد بگه مریم دستت درد نکنه پسرمو بردی دکتر بچه خودتو ول کردی
خودش نبود خواهر شوهرم خودش کرج بود
ما روستا سمت اردبیل رفتیم تفریح
میبینی یه زنگ چیه زنگ نزدا
۷۰۰ خرج بیمارستان دادم برا سرم بچه ۱۰ ساله ش مسموم شده بود
شوهرم انقدر ناراحت شد زنگ نزد که نزد